۰
يکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۵:۳۰

صهیونیسم بین الملل و جنگ تمدنها

صهیونیسم بین الملل و جنگ تمدنها
صهیونیسم بین الملل که با بحران آفرینی و ایجاد دو جنگ جهانی توانست طرح اشغال فلسطین و سپس کوچ یهودیان به این مناطق را اجرایی کند، همچنان سیاست تفرقه میان ادیان را سرلوحه توسعه طلبی های خود دارد. بررسی کارنامه صهیونیسم بین الملل به ویژه در سالهای اخیر نشان می دهد آنها با بهره گیری از امکانات و ابزارهای گوناگون تلاش دارند با اجرای نظریه تقابل فرهنگ و ادیان، به اهداف خود در اراضی اشغالی و عرصه بین المللی دست یابند. در مقطع کنونی صهیونیستها با چند چالش عمده مواجهند که مانع از اجرای خواسته های آنها می شود:

۱) برخلاف خواست صهیونیستها، اجماعی جهانی در حمایت از ملت فلسطین و مقابله با توسعه طلبی های تل آویو ایجاد شده است. تأکید ملتها و برخی دولتهای غربی و اصرار ممالک اسلامی بر لزوم پایان یافتن جنایت اشغالگران قدس و افزایش کمکها به ملت فلسطین که نمود آن در تظاهرات جهانی مشاهده می گردد، مانعی بزرگ در برابر اهداف صهیونیستهاست که آنها را به عقب نشینی وادار می کند.

۲) در شرایطی که ۹۵ درصد ملتهای مسلمان، رژیم صهیونیستی را دشمن اول خود می دانند، در اروپا و آمریکا که مرکز حمایت از صهیونیستها قلمداد می شوند، بیش از ۶۰ درصد مردم صهیونیستها را عامل بحران و چالشهای خود می دانند، آنها تأکید دارند که از استیلای صهیونیسم بینالملل بر سیاستمداران و اقتصاد کشورهایشان ناراضی اند و خواستار پایان بخشیدن به آن هستند.

۳) رژیم صهیونیستی برای اجرای اهداف خود در اراضی اشغالی، نیازمند افزایش جمعیت شهرکهای یهودی نشین است. آنها در حالی این طرح را پیگیری می کنند که آمار از کوچ معکوس یهودیان و عدم تمایل یهودیان سایر کشورها به مناطق اشغالی، حکایت دارد.

۴) صهیونیسم بین الملل با نام اجرای طرح «از نیل تا فرات»، برای توسعه طلبی در آفریقا و خاورمیانه فعالیت می کند. این تحرکات در شرایطی اجرا می گردد که بیداری جهانیان، مانعی در برابر آنها قلمداد می شود، لذا انحراف افکار
عمومی از این روند، برای آنها الزام آور می نماید.

چنانچه ذکر شد، تاریخ نشان می دهد صهیونیسم بین الملل به دلیل کمی جمعیت و ناتوانی در مقابله مستقیم با چالشهایش، سیاست تفرقه افکنی و بحران آفرینی در عرصه داخلی کشورها و نظام بین الملل را در دستور کار خود قرار داده است. آنها تأکید دارند که روند کنونی جهان به ویژه گرایش ملتها به توسعه روابط و وحدت فراگیر برای یاری رساندن به مظلومان، مانع بسیاری از اهداف آنهاست.
     بر این اساس، طرح تقابل تمدنها و ادیان را سرلوحه طرحهای خود قرار داده اند، به گونه ای که اسناد منتشر شده، از حضور آنها در بسیاری از چالشهای جهانی حکایت دارد. در این میان، چالش میان اسلام و مسیحیت و در مواردی تقابل یهودیان با سایر ادیان الهی در دستور کار آنهاست. گواه این ادعا را می توان در بازخوانی بسیاری از تحولات جهانی مشاهده کرد که بصراحت نقش صهیونیسم بین الملل را آشکار می سازد:

الف) تروریسم و مبارزه با آن، واژه ای است که در سالهای اخیر، بسیار در فرهنگ سیاسی به کار برده می شود. حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به برجهای دوقلو و ساختمان پنتاگون، انفجارهای لندن در سال ۲۰۰۵، بمب گذاریهای متعدد در خطوط هوایی اروپا و آمریکا، بحرانهای امنیتی در بسیاری از کشورهای شرق آسیا نظیر فیلیپین و تایلند که همچنان ادامه دارد و... را می توان از شاخصه های حملات تروریستی، در جهان دانست.
نکته مهم در این تحولات آنکه اولاً تمام این حوادث، عملکرد مسلمانان علیه مسیحیان عنوان شده است، ثانیاً صهیونیستها از انجام آنها خبر داده بودند، ثالثاً در آن مقطع زمانی صهیونیسم بین الملل برای توسعه طلبی در اراضی اشغالی و نیز جلوگیری از تشدید اتحاد جهانی علیه اقدامهایش، فعالیت می کرده است.

نمونه بارز این امر را می توان در حوادث ۱۱ سپتامبر مشاهده کرد. در شرایطی که جهانیان برای مقابله با تحرکات صهیونیستها به اجماع رسیده اند، اقتصاد و سیاست داخلی تل آویو با بحران
مواجه است، طرح «نیل تا فرات» برای صهیونیستها وارد مرحله جدیدی شده و حادثه ۱۱ سپتامبر به وقوع می پیوندد. مستندات فعلی، از نقش مستقیم صهیونیستها در این زمینه حکایت دارد. در طول سالهای اخیر، صهیونیستها با حمایت آشکار و پنهان از تروریسم، می کوشند میان مسلمانان و مسیحیان صف آرایی ایجاد کنند؛ چنانکه تکرار جنگهای صلیبی را رمز موفقیت خود می دانند.

ب) نفوذ و استیلای صهیونیسم بین الملل بر سیاستمداران و سران آمریکا و اروپا، انکارناپذیر است. این حقیقت را که لابی صهیونیسم تعیین کننده بزرگان سیاسی در آمریکا و اروپاست، می توان در عملکرد بسیاری از این افراد مشاهده کرد. روند تبلیغات انتخاباتی و تأکید بسیاری از نامزدها بر اصل حمایت از صهیونیسم، گواه این وابستگی است. اظهارات اسلام ستیزانه افرادی مانند جرج بوش رئیس جمهور آمریکا که به صراحت جنگ افغانستان را جنگ صلیبی نامید و یا سایر مقامهای آمریکایی و سران برخی کشورهای اروپایی که در اظهارات خود اسلام را دین ترور و مسلمانان را عامل بحرانهای جهانی نامید، منع حجاب و مقابله با اصول اسلامی، محدودیتهای بسیار برای اشتغال، مسافرت و حتی تعیین محل سکونت مسلمانان و... نشانگر طرحی هدایت شده از سوی صهیونیسم بین الملل برای تشدید تقابل اسلام و مسیحیت است. مواضع سران کاخ سفید و افرادی چون «تونی بلر» نخست وزیر سابق انگلیس و «گوردون براون» جانشین وی، مرکل صدراعظم آلمان، سارکوزی رئیس جمهور فرانسه و برخی از سران اتحادیه اروپا که با حمایت آشکار صهیونیسم بین الملل به قدرت رسیده اند، پیرامون هضم مسلمانان در غرب و مبارزه با آنها را می توان تحرکی برای تقابل بیشتر ادیان ارزیابی کرد که برای خوشایند صهیونیستها انجام می شود.

قابل تأمل آنکه، ریشه های اظهارات سال گذشته پاپ بندیکت شانزدهم پیرامون مسلمانان هم از دیدار وی با سران تل آویو نشأت گرفته بود تا سندی دیگر از اقدامهای صهیونیستها برای بهره گیری از بزرگان
سیاسی و دینی برای چالش آفرینی میان ادیان آشکار شود.

ج) صهیونیستها با نفوذ در شبکه های بزرگ خبری نظیر بیبیسی، سی ان ان، فاکس نیوز و داشتن نشریات جهانی وابسته به احزاب اصلی در آمریکا و اروپا و نیز تسلط بر سینما و شبکه های ماهواره ای و صدها وسیله ارتباط جمعی دیگر، در راستای ترویج تقابل اسلام و سایر ادیان تلاش می کنند. ساخت ده ها فیلم ضد اسلامی در هالیوود، تخریب چهره مسیح(ع) و رسول اکرم(ص) در نشریات و رسانه ها که نمود آن در انتشار کاریکاتورهای موهن علیه رسول اکرم(ص) در نشریات دانمارکی، سوئدی، فرانسوی و سایر کشورهای غربی مشاهده شد و یا بالعکس انتشار مطالب و تصاویر موهن علیه حضرت مسیح(ع) در برخی نشریات عربی و... از جنگ رسانه ای آنها علیه تمدنها حکایت دارد و آنها از این ابزار برای تقابل یهودیان با سایر ادیان نیز استفاده می کنند. القای یهودستیزی در بسیاری از کشورها و لزوم کوچ آنها به اراضی اشغالی بخشی از این اقدامهاست.

بررسی فعالیتهای صهیونیستها نشان می دهد آنها برای تحقق اهداف خود تقابل ادیان را سرلوحه سیاستهایشان قرار داده اند تا در لوای آن به توسعه طلبی در سراسر جهان و کسب منافع اقتصادی و سیاسی بپردازند.

اکنون جنگهای داخلی در بسیاری از کشورها میان ادیان مسلمان و گهگاه مسلمان و مسیحی است که با توطئه های مستقیم صهیونیسم بین الملل آغاز شده است.

بر این اساس، جا دارد ادیان الهی به ویژه مسلمانان، مسیحیان و یهودیان برای مقابله با این توطئه، به گفتگوی بین الادیان، برگزاری اجلاسهای مشترک میان رهبران دینی، انتشار بیانیه های مشترک مبنی بر لزوم وحدت و مقابله با جنگهای عقیدتی، ایجاد رسانه های مشترک برای مقابله با جنگ تبلیغاتی صهیونیسم بین الملل و... روی آورند چرا که استمرار اقدامهای صهیونیسم بین الملل تشدید بحرانهای بین المللی و قربانی شدن صدها هزار انسان بی گناه است که نمونه آن در افغانستان، عراق و سرزمینهای اشغالی فلسطین مشاهده می شود.
مرجع : آفتاب
کد مطلب : ۱۸۴۷۰۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

پیشنهاد ما