۰
پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۲۸

اردن و مسیر پیش رو

اردن و مسیر پیش رو
روند تحولات جهانی چنان سرعت بی سابقه ای را می پیمایند که برخی موضوعات جهانی و منطقه ای معمولا در میان هجمه اخبار و تحلیل ها از نظر ها پنهان مانده یا کم اهمیت جلوه داده می شوند اما با نگاه عمیق روی سیر پیشرفت حوادث، شاهد تغییر تحولاتی در نظم کنونی جهانی هستیم. در این میان غرب آسیا که مرکز ثقل تحولات جهان به شمار می رود، این روز ها شاهد نابسامانی ها و درگیری های قومی و مذهبی و.. است که تقریبا اغلب کشورهای آن مسیر بی ثباتی را می پیمایند. با دقت نظری مختصر در این منطقه می بینیم که در واقع دو محور صحنه گردان این نا آرامی ها هستند که یکی محور غربی- عبری- عربی است و و دومی محور مقاومت به مرکزیت جمهوری اسلامی ایران.

آنچه تاکنون از روند اوضاع منطقه نمایانگر است، با آنکه محور غربی- عبری- عربی با دارابودن ابتکار عمل و امکانات مالی، تسلیحاتی، رسانه ای، نفوذ و ..که سالیان دراز در منطقه حضور فعال داشته است و حتی در بعضی از کشور ها حضور نظامی داشته است، در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده خود ناکام مانده اند و در مقابل محور مقاومت بعد از شروع بیداری اسلامی(بهار عربی) که منطقه وارد بحران درگیری های بی سابقه ای شد، وروز به روز پیروزی های تاریخی در صحنه تاریخ به ثبت رساندند که با بررسی امکانات و توانمندی آن، که در نوع خود بی نظیر و حماسی است،و درواقع مدلی جدید برای مدیریت و برون رفت از توطئه های قدرت های استکباری غربی است، می باشد.

آنچه در این مقاله به بررسی آن می پردازیم، کشور اردن است که این روز ها تمایلات مثبت و بی سابقه ای در تاریخ 60 ساله استقلال اردن، برای رابطه با جمهوری اسلامی ایران شاهد هستیم که به بررسی پیرامونی آن خواهیم پرداخت.

در مقدمه این بخش از مطلب، اشاره ای گذرا به کشور های منطقه می کنیم که تاثیر گذاری تحولات و بحران های آنها، در باور اردن بی تاثیر نیستند.

آنچه در منطقه در حال گذر است، این است که اغلب بحرانهایی که در منطقه ظهور می کند، در کشورهایی هستند که یا به نوعی با تفکر غرب مخالفت کرده اند، یا خواستار تعیین سرنوشت خود بوده، یا در پی همراهی ایران بوده ، یا از حدود قوانین تعیین شده توسط غرب، پا فراتر نهاده اند.

ایران: با سقوط حکومت پهلوی که مورد حمایت مستقیم و کامل غرب و آمریکا بود، با اعلام استقلال و جمهوریت اسلامی خود، دشمنی ها روز به روز بیشتر شده و اکنون کانون دشمنی های استکبار جهانی گردیده است.
عراق: عراق زمان صدام که مورد حمایت کامل غرب بود، در اسفند 81 آمریکا مستقیما خاک این کشور را اشغال کرد.
مصر: در خلال بیداری اسلامی که مصر جزو پیشگامان این حرکت عظیم بود، حکومت 50 ساله حسنی مبارک که بازوی غرب در منطقه بود پایان یافته و اخوان المسلمین به ریاست محمد مرسی در انتخابات پیروز شد، اما تفکرات اخوانی که در راستای منافع غرب نمی گنجید، زمینه انحراف و فروپاشی آن در دستور کارغرب خود قرار گرفت و با خیانت السیسی سقوط کرد.

در این میان کشورها و قوم ها و گروه هایی هم هستند که به پشت گرمی آمریکا و اسرائیل و عربستان دست به تحرکاتی زدند اما در هنگام نیاز، آمریکا پشتشان را خالی و حمایت خود را از آنها دریغ کرد. اکراد اقلیم کردستان، اکراد سوریه، علی عبد الله صالح، پاکستان، افغانستان، ترکیه و .. از جمله کشور ها و گروه هایی هستند که طعم خیانت را چشیدند..
قطر مهمترین کشوری که هم ردیف، همراه و همگام با غرب و کشورهای عربی بود، با کوچکترین چرخش سیاسی مورد خشم و محاصره و تحریم کشورهای عربی از جمله عربستان و امارات واقع شد. حتی در اظهارات سخیف نماینده امارات آمده است که قطر را جزو میراث اجدادی خود یاد کرد.و تنها کشوری که در مقابل تمام خیانت ها و از پشت خنجر زدنهای متحدان دیرین قطر، از این کشور حمایت بی چشم داشت کرد، جمهوری اسلامی ایران بود.
اینها همه مقدمات و گزینه هایی هستند که عقل سلیم و حکم منطق اقتضا می کند، اردن متوجه تهدید علیه خود بوده و قبل از وقوع بحران برای این کشور، چشم انداز های جدید تعریف کند.

اردن در جستجوی شریک استراتژیک


تمایلات مثبت اردن با تصمیم ملک عبد الله دوم طی فرستادن هیئت بلند پایه به ریاست «عاطف الطروانه» که برای اولین بار در تاریخ اردن در حال پیگیری است، قابل توجه است.

تغییر منابع و قواعد درگیری ها باعث شده است، اردن به عنوان متحد دیرینه آمریکا و نوک پیکان «میانه روی»، اکنون قربانی ائتلاف ها و برنامه های جدید آمریکا، عربستان و امارات شود به گونه ای که دونالد ترامپ و بن سلمان و محمد بن زاید با دشمنی علیه ایران سعی دارند منطقه را بر اساس ارکان جدید مدیریت و تقسیم بندی کنند.

بهترین شاهد تغییر و تحولات اردن، تصمیم اخیر ترامپ درباره یهودی سازی قدس است که با مواضع خیانتکارانه اعراب مواجه شد و هر یک از رهبران عرب منطقه در صورت اتخاذ رویکردی مخالف پایتختی قدس به عنوان پایتخت اسرائیل، باید بهای آن را پرداخته و این بدترین راه و دوران برای اردن می تواند باشد.

این ادعا زمانی تحکیم پیدا می کند که در نقشه خاورمیانه جدید به طراحی آمریکا، اردن از جمله کشورهایی هستند که به طور کامل از صحنه روزگار حذف خواهند شد و این مخالفت اردن به عنوان کشوری که چندین سال است که حمایت از فلسطین را شعار خود کرده است، بهترین بهانه را برای کلید زدن پروژه تجزیه اردن به دست آمریکا و عربستان و اسرائیل میدهد.

به نظر می رسد که اردن متوجه این مسئله شده است و همچنین «محمد الظهراوی» نماینده پارلمان اردن و یکی از اعضای این هیئت گفت که «اردن به طور رسمی عملیات جستجوی متحدان استراتژیک جدید را آغاز کرده است».

با اعلام پایتختی قدس به عنوان پایتخت جدید اسرائیل، اردن از جمله کشورهایی بود که واکنش نسبتا تندی در قبال این مسئله نشان داد، اما همچنان که متصور می شد امواج خطر به سوی اردن مخابره شدند. بازداشت «المصری» تاجر اردنی توسط عربستان از جمله فعالیت هایی بود که برای هشدار به اردن صورت گرفت.

گروهی از تحلیلگران بر این باورند که بازداشت و آزادی «المصری» به تحولات فلسطین مرتبط است.
در جریان اعلام بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل، واکنش های بسیاری در جهان اسلام، هم از سوی افکار عمومی و هم رهبران دولت ها دنبال شد و اردن نیز به مانند دیگر کشورهای اسلامی تصمیم ترامپ در مورد بیت المقدس را محکوم کرد. حتی ملک عبد الله، پادشاه اردن، دربیانیه رسمی نسبت به انتقال سفارت آمریکا به شهر بیت المقدس هشدار داد و چنین تصمیم را غیر قابل قبول عنوان کرد. همچنین در جریان برگزاری نشست سران اسلامی در استانبول، اردن در عالی ترین سطح سیاسی ، یعنی پادشاه این کشور حضور یافت و تصمیم ترامپ را در بیانیه عمومی اجلاس محکوم کرد.

موضع گیری اردن در جریان مسئله بیت المقدس علی رغم مواضع گذشته این کشور، همسو با مواضع و خواسته مقامات ریاض نبوده و چندان مورد پذیرش رهبران سعودی قرار نگرفت. در این شرایط بازداشت سرمایه دار اردنی پیامی روشن از سوی ریاض به امان بوده است و احتمالا عواقبی برای اردن به دنبال خواهد داشت.

اخیرا بنابر ادعای روزنامه صهیونیستی «تایمز اسرائیل»، دستگاه های اطلاعاتی تماسهایی بین برادران و پسر عموی عبدالله دوم پادشاه اردن با مقامات سعودی و اماراتی برای کودتا علیه وی را رصد کرده اند که با انتشار این خبر، پادشاه اردن به منظور جلوگیری از کودتا، طی فرمانی شاهزاده فیصل و شاهزاده علی بن الحسین دوبرادر و همچنین طلال بن محمود پسرعموی خود را برکنار کرد و مناسب نظامی آنها را در ارتش اردن پس گرفت. در همین راستا پایگاه خبری «بریت بارت نیوز» آمریکا نوشت: این شاهزاده با فرماندهان سعودی برای کودتا علیه ملک عبد الله در حال برنامه ریزی بودند.
از سوی دیگر پایگاه اطلاعاتی امنیتی صهیونیستی «دبکا»، اعلام کرد که عبد الله دوم به دلیل برقراری روابط مستحکم با قطر و ترکیه، خشم فرماندهان سعودی و اماراتی را بر انگیخته است.

همچنین پایگاه «المراسل نت» اعلام کرد، اردن به دلیل جلب رضایت سعودی ها و اماراتی ها جهت ارائه کمک های مالی به اردن و پشتیبانی از اقتصاد آن، وارد عرصه خصومت علیه همسایه خود سوریه شد. اما عربستان و امارات کمترین حمایتی از اردن به عمل نیاوردند و رهبران اردن به این نتیجه رسیده اند که ورود به جنگ برای اردن جز بدنامی نداشته و تاثیرات منفی برای اقتصاد اردن داشته است. برخی نشانه های تغییر رویکرد اردن در خصوص همسایه خود سوریه نیز مشاهده می شود، همچنانکه «عاطف الطروانه» رئیس مجلس نمایندگان اردن اخیرا کاردار سوریه در امان را به حضور پذیرفت و در این دیدار پیروزی های ارتش سوریه بر داعش و گروه های تروریستی را تبریک گفت. در همین رابطه عبد الباری عطوان در مقاله ای نوشت: «اردن در طول هفت سال گذشته از اینکه دل به پروژه آمریکایی و بقیه کشور های منطقه بسته بود، مرتکب اشتباه بزرگی شد و غیر از به حاشیه رانده شدن و هدف قرار گرفتن چیزی عایدش نشد و اکنون وقت آن رسیده است که به طور ریشه ای این اشتباه را اصلاح نماید».

با دقت در سیر تحولات منطقه و مواضع کشور های حاشیه خلیج فارس، روند اختلافات کشورهای عربی در راستای طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا، می تواند کلید تجزیه یمن را به چرخش در آورد. در این میان پایبندی ملک عبد الله دوم به مواضع کشورهای محور غربی- عبری- عربی هم نمی تواند دلیل قانع کننده ای برای ثبات و بقای وی در پادشاهی و حتی موجودیت اردن باشد.

اینجاست که با تعمق دقیق و خوشبینی به عقل سالم اردن میتوان مواضع اردن در «جستجوی متحدان استراتژیک جدید» را اعتبار بخشید.

بستر ها و زمینه های اجتماعی
کشور اردن با جمعیت حدود 5/8 میلیون نفر، که فقط 40 درصد آن اصلیت قومی و نژادی اردنی دارند، بقیه حدود55درصد جمعیت آن، از اصل و تبار فلسطینیان هستند که پس از جنگ اعراب و فلسطین که در سال 1948 و 1967 روی داد از فلسطین گریخته یا پناهنده اردن شده اند. که همواره در ایستادگی بر آرمان آزادی فلسطین ثابت قدم هستند. در واقع دولت اردن موظف است برای جلب رضایت شهروندان خود، پرونده فلسطین را حتی به ظاهر هم که شده پیگیری کند.

نتیجه گیری

آنچه می توانیم از پیامد این تحولات متصور باشیم این است که در سالم ترین حالت تعقل سران اردن، همانطور که عقل سلیم حکم میکند از سرنوشت حاکمان عربی و.. که به دست حامیان خود، یعنی آمریکا اسرائیل و سعودی به خاک مذلت نشسته اند، درس گیرد و سیاق تحولات منطقه نیز بر این می دارد که اردن برای اینکه بتواند به حیات خود ادامه داده و از تهدیدات و بحرانهایی که بالقوه متوجه او خواهد بود، سه رویکرد را اتخاذ کند:

1- آنچه محتمل است و عقیده نگارنده بر آن است، اردن همان مسیر خود را در رابطه با متحران پیشین خود پیش میگیرد، با این تفاوت که جانب احتیاط را در نظر گرفته و در موازات آن ارتباط نوشته یا نا نوشته با محور مقاومت بر قرار کند تا علاوه بر استفاده از مزایای آن در حال و آینده، درصورت قوت گرفتن بحران علیه اردن، همانند قطر راهی برای تنفس داشته باشد. همچنان که با اتفاقات اخیر منطقه و اثبات صدق ادعای ایران مبنی بر حمایت همه جانبه ازم متحدین خود، این اصل مهم، در باور منطقه و جهان نهادینه شده است.

2- رویکرد همراهی محور مقاومت را پیش گرفته، با توجه به این که گروه های جهادی فلسطین با اعلام حمایت و پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران هشدار جنگ داده اند و انتفاظه سوم در حال شکل گیری است و نیمی از جمعیت اردن فلسطینی بوده، تحت فشار افکار عمومی داخلی قرار میگیرد، با ترسیم تحولات به نفع مقاومت، از محور غربی – سعودی فاصله گرفته و به محور مقاومت گرایش پیدا کند. که این فرضیه با در نظر گرفتن شخصیت ملک عبد الله و وابستگی به غرب و اسرائیل و شرایط منطقه ای و.. محتمل اما ضعیف به نظر می رسد.

3- همان سناریوی نزدیکی به غرب و عدم پیگیری مسئله فلسطین را ادامه دهد که این فرضیه نیز با دیدار ملک عبد الله دوم با ترامپ دور از انتظار نیست.والسلام.

محمد رحیمی

برداشت ها
1- سایت تحلیلی خبری الوقت
2- سایت خبری العالم
کد مطلب : ۷۰۰۸۵۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

منتخب
پیشنهاد ما