۰
سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۳۸

بررسی ماهیت بیداری اسلامی از منظر رهبر معظم انقلاب

بررسی ماهیت بیداری اسلامی از منظر رهبر معظم انقلاب
چکیده
شناخت دقیق و جامع از ماهیت هر مسئله ای، از مهم ترین امور مربوط به آن قلمداد می شود تا به واسطه این شناخت، قضاوت و تصمیم در مورد آن امر بهتر صورت پذیرد. این امر در ارتباط با مسئله بیداری اسلامی به دلیل وجود تحلیل های متعدد و بعضاً متضاد از آن ( نظیر عربی، آمریکایی و یا اسلامی بودن ماهیت آن) اهمیت مضاعفی پیدا می کند، لذا در این متن به ماهیت شناسی این جریان از منظر رهبر انقلاب پرداخته شده است. این ماهیت شناسی به واسطه بررسی سه ساحت پیش زمینه ها، عنصر میدان دار و عوامل معارض و مزاحم با این جریان بررسی شده است.

مقدمه

سخن از بیداری اسلامی، سخنی ناآشنا و جدید نیست؛ زیرا سالیان سال و قرون متمادی است که این بحث در میان اندیشمندان مطرح بوده و مصلحان بزرگی دغدغه چنین امر خطیری را داشته اند و در این راه خطرپذیری کرده و هزینه هایی را نیز به جان خریده اند؛ اما مشیت الهی بر آن تعلق گرفت که تجلی آن زحمات و سختی ها در عصر حاضر نمایان گردد و رستاخیز عظیم اسلامی همگان را متحول سازد و روحی دوباره بر پیکر امت اسلامی دمیده شود.

این نعمت بزرگ برای به ثمر نشستن و به نتیجه نهایی رسیدن، نیازمند شناسایی دقیق و همه جانبه است تا به واسطه آن بتوان راهکارهای متناسب با آن طراحی شود. طبیعتاً بهترین راه برای دستیابی به این ماهیت شناسی، مراجعه به متخصصان و صاحب نظران در این زمینه است. در میان تمامی آنها نیز، مسلماً بهترین مصداق برای این امر کسی است که از طرفی فکر و جانش با دستمایه های اسلامی نضج گرفته باشد و از سوی دیگر آشنای با مسائل باشد و بتواند عرصه را خوب تشخیص دهد و از افقی گسترده به تحلیل شرایط بپردازد؛ و مهم تر آنکه در میدان تصمیم گیری و تصمیم سازی نیز حضوری کاملاً جدی داشته باشد تا براساس آن اولاً تحلیل وی از اوضاع و شرایط تحلیلی صرفاً انتزاعی نباشد و ثانیاً، به  واسطه رفت و آمد بین عرصه علم و میدان عمل بتواند راهکار و مدلی مناسب و کارآمد عرضه کند.

با توجه به ویژگی های مذکور و دیگر ملاک ها می شود گفت بهترین کسی که در عصر حاضر مجمع فضایل و کمالات مطلوب در این وادی است، رهبری معظم انقلاب اسلامی است که علاوه بر ویژگی های مذکور، متصف به بسیاری دیگر از صفات لازم برای این امر می باشند؛ بر این اساس رجوع به بیانات معظم له در این زمینه از اهمیت چندانی برخوردار خواهد بود.

اما نکته در این است که برای استفاده از نظریات ایشان و دست یافتن به خطوط کلی و منظومه فکری معظم له در این خصوص، علاوه بر محتوا، نیازمند روشی جامع برای استخراج نظریه ایشان هستیم.

در زمینه محتوا باید گفت ایشان برای اولین بار، به طور منسجم و منظم، دیدگاه خود در خصوص بیداری اسلامی و انقلاب های منطقه را در «اجلاس بین المللی بیداری اسلامی» مطرح کردند و از آنجا که این اجلاس برای اولین بار تشکیل می شد و ایشان نیز درصدد طرح مباحث کلیدی و اولویت دار در این راستا بودند، لذا پرداختن به این سخنرانی به عنوان سخنرانی محوری، مطلوب به نظر می رسد.

در ارتباط با روش هم، از آنجا که مسئله بیداری اسلامی حادثه و پدیده ای در عالم خارج و واقع است، لذا از جوانب مختلف قابل بررسی است و از شیوه های متعددی برای تحلیل آن می شود استفاده کرد که در این میان می توان به برخی الگوهای تحلیلی مثل «swot» (نقاط قوت، ضعف و فرصت، تهدید)، یا تحلیل سیستمی (بررسی زمینه ها، فرآیندها و سپس برآیندها) و همین طور روش تحلیل بحران (پاسخ به چهار سؤال بحران چیست، ریشه اش کجاست، وضعیت مطلوب چیست و راه گذر از وضع موجود به مطلوب چیست) اشاره کرد. اما با کنکاش در بیانات معظم له در می یابیم که خود ایشان برای تحلیل حوادث، الگویی را پیشنهاد می دهند که به  واسطه آن، تحلیل حوادث و وقایع منسجم تر انجام می شود.

از خصوصیات این مدل آن است که در نوع خود مدلی بدیع به شمار می رود؛ زیرا دیگر الگوها نظیر روش تحلیل سیستمی، تحلیل گفتمان و یا تحلیل شبکه و ... ، الگوهای عامی هستند که به عنوان راه حل عمومی برای تحلیل و بررسی موارد مختلف از آنها استفاده می شود، اما مدل ایشان به طور خاص و مشخص ناظر به تحلیل حوادث و جریانات است؛ و از همه مهم تر اینکه با مراجعه به فرمایشات خود ایشان ـ از جمله متن سخنرانی ایشان در اجلاس بیداری ـ درمی یابیم که خود معظم له نیز ناظر بدین شیوه بوده اند. (که تأییدات آن در ضمن مطالب نیز خواهد آمد) بر این اساس می توان گفت که این شیوه و روش، دقیق تر از دیگر موارد محسوب میشود و بدین سبب مقاله حاضر براساس آن پی ریزی می شود. (1)

اما مدل و نظر مقام معظم رهبری برای تحلیل حوادث این چنین است که می فرمایند:
در همه حوادث عالم چند عنصر را باید در کنار هم دید: یکی نگاه به عوامل اولی، یعنی عوامل بالادستی حادثه است: انگیزه ها، هدف ها، زمینه های تاریخی، زمینه های جغرافیایی و جغرافیای سیاسی؛ اینها چیزهایی است که در شناخت حادثه تأثیر دارد ... این، آن پیش زمینه است. عنصر دوم نگاه کردن به میدان دار و صاحب حادثه است ... عنصر سوم در هر حادثه ای، عوامل معارض و مزاحم با آن حادثه یا با آن حرکت است که هزینه هایی را تحمیل می کند. (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با مردم شیراز، 11/02/1387)

همان طور که ملاحظه می شود این روش مشخصاً و مستقیماً به بررسی ابعاد مختلف یک پدیده و انقلاب و جریان اجتماعی می پردازد و به  واسطه این روش می توان به آن مطالب کلیدی و بزنگاه های حساس یک جریان و حرکت و انقلاب دست یافت و بر اساس آن به تحلیل صحیح آن جریان رسید.

بنابراین، با تکیه بر بیانات معظم له در اجلاس بیداری اسلامی و براساس مدل برگرفته از فرمایشات خودشان، به تحلیلی کلی از موضوع «ماهیت شناسی بیداری اسلامی» از منظر ایشان می پردازیم.

پیش زمینه ها

در مورد اهمیت این قسمت می توان گفت، این بخش جزو مهم ترین قسمت های تحلیل یک حادثه است؛ زیرا اساساً در شکل گیری یک حادثه و انقلاب نیز این بخش، عنصری کلیدی و محوری به حساب می آید و بر اساس همین پیش زمینه هاست که یک جریان، صاحبان و متصدیان واقعی و معارضان اصلی خود را شناسایی می کند.

1. پیش زمینه های سیاسی، اجتماعی، فکری، فرهنگی

در تبیین نیاز به بررسی ریشه های تاریخی و زمینه های شکل گیری انقلاب ها می توان گفت:
جایگاه نخست انقلاب در قلب انسان هاست ...، بدین بیان انقلاب در نفس و قلب انسان ها در قالب باور و معرفتی نوین نسبت به هستی جوانه می زند و از آن پس در قلمرو آرمان اجتماعی خاصی مراتب ظهور خود را تا مرحله حذف نظام موجود و تحقق نظام مطلوب ادامه می دهد. بنابراین، هرچند انقلاب اجتماعی در مقطع زمانی خاصی در سطح جامعه روی می دهد اما در گذشته تاریخی نیرو هایی ریشه دارد که در تحقق آن سهیم اند. (پارسانیا، 1389: 20 ـ 19)

لذا پرداختن به این اثر بسیار ضروری به نظر می رسد. اما همان طور که گذشت سیر سخنان ایشان در اجلاس می تواند مؤید خوبی بر صحت انتخاب روش تحلیل ما در این مسئله باشد؛ زیرا خود ایشان در گام اول به بررسی این امر مهم می پردازند و به بررسی ریشه های تاریخی این جریان اشاره کرده و می فرمایند:
شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعی، همواره متکی به پشتوانه های تاریخی و تمدنی و محصول تراکم معرفت ها و تجربه ها است. در صد و پنجاه سال اخیر حضور شخصیت های فکری و جهادی بزرگ جریان ساز اسلامی در مصر و عراق و ایران و هند و کشورهای دیگری از آسیا و آفریقا، پیش زمینه های وضع کنونی دنیای اسلامند. همچنان که تحولات دهه های پنجاه و شصت میلادی در تعدادی از این کشورها که به رژیم های غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی های مادی منتهی شد و به اقتضای طبیعت خود پس از چندی در دام قدرت های استکباری و استعماری غرب گرفتار آمد، تجربه های درس آموزی اند که سهم وافری در شکل دادن به اندیشه عمومی و عمیق کنونی دنیای اسلام دارند. ماجرای انقلاب کبیر اسلامی در ایران که در آن به تعبیر امام خمینی عظیم، خون بر شمشیر پیروز شد و تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیش رونده جمهوری اسلامی و تأثیر آن در بیداری اسلامی امروز نیز، خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقیقی است که یقیناً فصل مشبعی در تحلیل و تاریخ نگاری وضعیت کنونی دنیای اسلام را به خود اختصاص خواهد داد. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)

بر اساس فرمایشات ایشان در این قسمت، توجه به چند موضوع قابل بررسی است: اولاً، نقش حضور شخصیت های فکری و جهادی بزرگ جریان ساز اسلامی در صد و پنجاه سال اخیر؛ ثانیاً، به وجود آمدن انقلاب اسلامی ایران و ثالثاً، وجود تحولاتی در برخی از این کشورها که به رژیم های غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی های مادی منتهی شد.

یک. حضور شخصیت های فکری و جهادی بزرگ جریان ساز اسلامی

در خصوص اهمیت این عامل، باید گفت سکان داران و هادیان اصلی یک امت و جامعه، نخبگان علمی، معنوی و سیاسی آن جامعه می باشند که نقشی بسیار مهم و تأثیرگذار در جهت گیری های آن جامعه دارند، لذا هر اندازه به تحلیل شخصیت، بینش و گرایشات آنها پرداخته شود، بهتر به زوایای مختلف آن جامعه و انقلاب می توان دست یافت.

در خصوص بیداری اسلامی هم می توان به شخصیت های برجسته و تأثیرگذاری نظیر سید جمال الدین اسدآبادی یا اقبال لاهوری و محمد عبده و از علمای شیعه به مرحوم شرف الدین عاملی و بزرگان دیگری اشاره کرد که با زحمات خود در زمینه های مختلف نهال بیداری را در دل امت اسلامی غرس کردند و برای به ثمر نشستن آن رنج های بیشماری متحمل شدند.

دو. تشکیل انقلاب اسلامی ایران

عامل دوم، عبارت است از تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیش رونده جمهوری اسلامی. در این زمینه تردیدی نیست که انقلاب اسلامی، هیمنه پوشالی استکبار را بر جهان آشکار کرد و اثبات نمود که قدرت ایمان بر قوت ابزار و سلاح برتری دارد. تا قبل از اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی برسد، هیچ ملتی باور نداشت که با دستانی خالی اما با دلی مملو از ایمان و اتکا به خداوند متعال، می توان با تمام دنیای غرب و بلوک شرق مبارزه کرد و به خواست خداوند به پیروزی رسید. البته اهمیت تشکیل جمهوری اسلامی ایران، فقط منحصر در این یک بُعد نمی شود و از دیگر جهات نیز قابل بررسی است؛ زیرا یکی از بزرگترین آفت هایی که دچار امت اسلامی شده بود، از بین رفتن اعتماد به نفس و روحیه خودباوری آنها بود؛ اگرچه از نقش پنهان استکبار در ترویج این روحیه در بدنه جامعه مسلمین نباید غافل بود. این جمله از رهبر حکیم انقلاب شاهد خوبی بر این مدعاست که:
بزرگترین جنایت استعمار و ایادی خائن آن که در طول سال های متمادی بر کشورهای اسلامی حکومت کردند این بود که روح دفاع و سلحشوری را در ملت ها کشتند و آنان را به شعارهای پوچ، مثل قومیت و ملیت های افراطی سرگرم کردند؛ لذا می بینید که تقریباً از دو قرن پیش، دشمنان ملت های اسلامی به کشورهای آنها سرازیر شدند و هر وقت به نحوی آنها را تحقیر و ذلیل و غارت کردند و رفتند و ملت ها همین طور آنها را تماشا و تحمل کردند. کار به آنجا رسید که امروز می بینید ملت های مسلمان، جزو ضعیف ترین ملت های جهان هستند؛ درحالی که اسلام در بطن خود، دارای قدرت و عزت و کرامت است. اسلام که ذلت پذیر نیست؛ چرا مسلمانان این طور شدند؟! این همان کاری است که حکومت های دست نشانده با ملت های مسلمان انجام دادند؛ آنها را سرکوب و ذلیل و ذلت پذیر کردند؛ هر وقت هم عده ای خواستند با الهام گیری از روح اسلام کاری بکنند، از همه طرف آنها را محاصره کردند. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از شعرا، 24/5/1390)

در چنین فضایی بود که تشکیل جمهوری اسلامی همچون برهان قاطع و ید بیضایی، خط بطلانی بر تمامی این اعتقادات و پندارها کشید و بی  پایه بودن آنها را به تمامی دنیا و خصوصاً دنیای اسلام نشان داد. بر این اساس این انقلاب، الهام بخش تمامی مردم و ملت های آزادی خواه می شود و می توان به آن لقب مادرِ انقلاب های اخیر و بیداری اسلامی را داد.

رهبر انقلاب می فرمایند:
امروز شما چه بخواهید، چه نخواهید؛ چه خودتان بدانید، چه ندانید؛ چه تصدیق بکنید یا نکنید، برای بسیاری از ملت ها الگو و اسوه شده اید. این بیداری اسلامی که مشاهده می کنید، چه بگوئیم، چه نگوئیم؛ چه به رو بیاوریم، چه نیاوریم؛ چه دیگران به رو بیاورند، چه نیاورند، اثر گرفته از حرکت عظیم ملت ایران است. این انقلاب عظیم، این انقلاب بزرگ، این تحول بنیان برافکنِ سنت های طاغوتی و نظام طاغوتی و نظام سلطه، ملت ایران را به یک اسوه تبدیل کرد. (بیانات در دیدار جمعی از شعرا، 24/05/1390)

از دیگر ثمرات بسیار بزرگ انقلاب اسلامی این بود که به مسلمانان عالم عزت بخشید و روحیه امید را در دل آنها زنده کرد. این مطلب این قدر حائز اهمیت است که رهبر انقلاب از آن به عمق استراتژیک انقلاب تعبیر می کنند:
انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد و با پیروزی آن، در هر جای دنیا که مسلمان هشیار و آگاهی بود، احساس کرد عزت و قدرت یافته است ...، هر مسلمانی، هرجای دنیا بود، احساس کرد پیروز شد و عزت و قدرت پیدا کرد ... مقصود این است که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اعتزاز و افتخار و مباهات به اسلام در مسلمانان زنده شد. اسلام، عزیز شد و مسلمان احساس کرد که اسلام مایه سربلندی اوست. این هم از برکات انقلاب اسلامی بود. اصلاً یکی از ابعاد این انقلاب و به قول معروف «عمق استراتژیک انقلاب ما» همین است. (بیانات در خطبه‏های نماز جمعه، ‏14/ 11/ 1373)

سه. تجربه تلخ از انقلاب های گذشته

تجربه تلخ کشورهای اسلامی از انقلاب های صوری و ظاهری گذشته که در این قرون و سالیان اخیر در آنها رخ داده است، سومین رکن از مسائلی است که در تحلیل پیش زمینه ها باید لحاظ شود.
در تبیین این گذشته تلخ به بسیاری از کشورهای اسلامی در آفریقا، در آسیا و در خاورمیانه می توان اشاره کرد که در آنها چه نظام هایی رفتند و نظام های دیگری آمد؛ اما با این وجود بازهم همه جا مسلمانان در انزوا و عزلت بودند. مثلاً کشوری مثل عراق، رژیم سلطنتی داشت؛ رژیم سلطنتی رفت، رژیم دیگری بر سرِ کار آمد و چند تغییر دیگری انجام شد تا اینکه نوبت به بعثی ها رسید. اما نکته این است که در تمام این نقل و انتقال ها، کسانی که جایشان خالی بود، مسلمانان بودند. (اقتباس از بیانات رهبر انقلاب در خطبه‏های نماز جمعه، ‏14/ 11/ 1373)

اما پاسخ به این سؤال لازم است که اساساً تحلیل زمینه های تاریخی، سیاسی، اجتماعی و ... چه ثمره و اهمیتی دارد؟ و چه افق و ابعادی را برای ما شکوفا می سازد؟

بررسی زمینه های شکل گیری یک انقلاب و نهضت از جوانب مختلف قابل تحلیل است؛ اولین ثمره آن مربوط به تحلیل صحیح از خود آن انقلاب است؛ زیرا از بهترین راه ها برای شناسایی اینکه یک حرکت، به تمام معنا یک انقلاب است یا اینکه صرفاً موجی زودگذر می باشد، مراجعه به شواهد مختلف تاریخی و فکری و ریشه های آن جریان است. ثمره دیگر مربوط به خود انقلابیان است که اگر پس از تحلیل پیش زمینه ها دریابند که نه تنها انقلابشان حرکتی گذرا و موجی زودگذر نیست، بلکه مطالبه ای فراگیر، عمومی و تاریخی است، آنها که میدان دار این انقلاب هستند دلشان گرم تر می شود و آنها که می خواهند به این انقلاب بپیوندند، اعتمادشان بیشتر می گردد. آخرین نکته هم مربوط به  نحوه برخورد با جبهه معارض و مزاحم است که می تواند یکی از بزرگترین سیاست ها و حربه هایشان را خنثی سازد؛ زیرا اگر مردمی، انقلاب خود را خوب شناختند و از عمق تاریخی و فکری آن مطلع شدند و به آن اعتماد کردند، دیگر دشمنان آنها به راحتی نمی توانند آن مردم را از انقلاب خود مأیوس کنند و بدین واسطه آنها را از انقلاب خود دور و ناامید سازند. رهبر فرزانه انقلاب هم در این زمینه می فرمایند:
حاصل آنکه حقایق رو به افزایش کنونی در دنیای اسلام، حوادث بریده از ریشه های تاریخی و زمینه های اجتماعی و فکری نیستند تا دشمنان یا سطحی نگران بتوانند آن را موجی گذر و حادثه ای در سطح بینگارند و با تحلیل های انحرافی و غرض آلود، مشعل امید را در دل ملت ها خاموش سازند. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)

2. اصول، اهداف و انگیزه ها

از دیگر ارکان مهم در ماهیت شناسی انقلاب ها (بعد از بیان ریشه های مختلف)، توجه به اصول، اهداف و انگیزه های آن انقلاب است. رهبر فرزانه انقلاب در این مورد معتقدند:
اصول انقلاب های کنونی منطقه ...؛ در درجه اول اینهاست: احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی که در طول زمان با دیکتاتوری حاکمان فاسد و با سلطه سیاسی آمریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است، برافراشتن پرچم اسلام که عقیده عمیق و دلبستگی دیرین مردم است و برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفایی ای که جز در سایه شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد، ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه آمریکا و اروپا که در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آورده اند. مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست که استعمار چون خنجری در پهلوی کشورهای منطقه فرو برده و وسیله ای برای ادامه سلطه اهریمنی خود ساخته و ملتی را از سرزمین تاریخی خود بیرون رانده است. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)

براساس این فرمایش، اهم اصول و انگیزه این قیام ها و انقلاب ها را می توان در این امور برشمرد:

یک. احیا و تجدید عزت و کرامت ملی

برخورداری از عزت و کرامت انسانی نه تنها یکی از اولی ترین نیازهای اساسی افراد است، بلکه اساساً اگر جامعه ای احساس کند عزت، شرافت و کرامت او خدشه دار شده است، از حرکت به سمت اهداف خود مأیوس می گردد و یا اینکه نهایتاً نسبت به آن نظام و تفکرِ حاکم عکس العمل نشان می دهد. به همین سبب یکی از اهداف و رسالت های هر انقلاب و مکتبی باید حفاظت و صیانت از عزت و کرامت ملی مردمشان باشد. جامعه ای که در یک مجموعه جغرافیایی و سیاسی زندگی می کند، کرامتش اقتضا می کند که آزاد و مستقل باشد و استعداد او شکوفا شود؛ بر سرنوشت خود مسلط باشد؛ مورد تحقیر و اهانت قرار نگیرد و شخصیت ذاتی او بروز کند.

حکومت های استبدادی شاید گاهی خدمات بزرگی هم از قبیل فتوحات و عمران و آبادی داشته باشند، اما بزرگترین ارزش انسانی هر انسان را که عبارت است از آزادی، اختیار، استقلال و در اختیار داشتن سرنوشت خویش، از ملت ها می ربایند. آنها که شعار لیبرالیسم و دفاع از حقوق مردم و اکثریت جامعه را سرلوحه برنامه های ظاهری خود قرار داده اند نیز عملکردشان چندان متفاوت با حکومت های دیکتاتوری نیست؛ زیرا آنچه که در مکاتب مختلف غربی، غریب و بی  معناست توجه و ارزش دادن به کرامت انسانی است. (البته شاید این مطلب با شعارها و سیاست های نمایش گونه آنها متضاد باشد، اما با تحلیلی عمیق تر و دقیق تر پذیرش آن خیلی سخت نیست)

برافراشتن پرچم اسلام

ازآنجا که ماهیت و هویت بنیادین این انقلاب ها اسلامی است، طبیعتاً باید آنچه که به عنوان محوری ترین پیام از این انقلاب ها شنیده شود، اسلام خواهی و گرایش به سمت پیاده کردن احکام اسلامی در جامعه باشد؛ همان واقعیتی که از سال ها قبل رهبر انقلاب به آن اشاره کردند. ایشان در زمانی که کسی باور نداشت چنین سیل خروشانی به تلاطم درخواهد آمد و شکوفه های این نهال زیبا روزی به ثمر خواهد نشست، فرمودند:
امروز اوضاع در دنیای اسلام تفاوت کرده است؛ بیداری اسلامی در سرتاسر دنیای اسلام محسوس است؛ حرکت و نهضت عظیمی در مراحل مختلف در همه دنیای اسلام مشاهده می شود؛ میل برگشت به مبانی اسلامی که مایه عزت و پیشرفت و ترقی است. روشنفکران، علما و سیاسیون دنیای اسلام این حرکت را باید تقویت کنند. خطاست اگر کسانی در دنیای اسلام تصور کنند که حرکت بیداری اسلامی در بین جوانان، به ضرر دولت های اسلامی است؛ نه، دولت های اسلامی به برکت بیداری اسلامی می توانند عزتی را که قدرت های استکباری از آنها گرفته اند، به خودشان برگردانند. (بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، 29/02/1382)

اما سرّ اینکه چرا باید به این امر واضح، به عنوان یکی از اصول اشاره شود را باید در رفتار و حرکت های جبهه مقابل این بیداری اسلامی جستجو کرد؛ زیرا:
غربی ها خیلی تلاش می کنند. امروز همه دستگاه های تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی آمریکا و بعضی از مزدورانشان در این منطقه به کار افتاده است تا این انقلاب های مردمی را، این قیام های بزرگ را از مسیر اصلی منحرف کنند؛ جنبه اسلامی آن را مخفی کنند، مکتوم کنند، انکار کنند؛ کسانی را پیدا کنند که با فریب مردم بر سر کار بیایند و همه معادله ها را باز دوباره به نفع غرب برگردانند. این تلاش ها را دارند می کنند، لیکن فایده ای ندارد؛ ملتها بیدار شده اند، وقتی ملتی بیدار شد، وقتی ملتی وارد عرصه شد، جان خود را کف دست گرفت و آمد، دیگر نمی شود او را برگرداند، نمی شود او را فریب داد. (بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث، 09/04/1390)

دو. برخورداری از امنیت روانی و عدالت

از دیگر اصول اولیه این انقلاب ها مطالبه امنیت روانی و عدالت است که البته این امر تنها مربوط به این خیزش ها و جریانات نمی شود؛ زیرا:
عدالت، خواسته یک جماعت خاصی از مردم یا اهل یک کشور و اهل یک ملت نیست؛ عدالت خواسته طبیعی و تاریخی همه آحاد بشر در طول تاریخ بشریت است. همان چیزی است که بشر تشنه آن است و جز در حکومت انبیاء عظام الهی ـ آنهایی که به حکومت رسیدند ـ یا اولیاء برجسته مثل امیرالمؤمنین، عدالت به معنای واقعی کلمه اجرا نشده است. (دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت علی(علیه السلام)، 6/04/1387)

در طول تاریخ که نگاه کنید، بشریت از نبود عدالت می نالیده است؛ یعنی عدالت، خواسته بزرگ همه آحاد بشر در طول تاریخ است. امروز اگر کسی پرچم عدالت را به دست بگیرد، در حقیقت یک خواسته تاریخی طولانی طبیعی فطری انسان را مطرح کرده است. آئین اسلام، حرکت اسلام، بعثت نبی مکرم، در وهله اول و جزو فهرست اولین هدف ها، به دنبال عدالت است؛ مثل همه پیغمبران دیگر. یک خواسته مهم بزرگِ اساسی دیگرِ بشر، صلح و امنیت و آرامش است. انسان ها برای زندگی، برای پرورش فکر، برای پیشرفت عمل، برای آسایش روان، احتیاج دارند به آرامش، به محیط و فضای امن و آرام؛ چه در درون خودشان، چه در محیط خانواده، چه در محیط جامعه، چه در محیط بین الملل. آرامش و امنیت و سلامت و صلح، یکی از خواسته های اساسی بشر است. اسلام، پیام آور امنیت و صلح و سلامت است. اینکه ما به تبع قرآن و با تعلیم قرآن می گوییم اسلام دین فطرت است، یعنی این. آن راهی را که اسلام در مقابل بشر می گذارد، راه فطرت است. (بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث، ‏19/04/1389)

سه. ایستادگی در برابر نفوذ آمریکا و اروپا و مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صیهونیسم
از دیگر اصول قطعی این انقلاب ها می توان به ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه آمریکا و اروپا و همچنین به مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست اشاره کرد.

در مورد ضرورت توجه به اصول، شعارها و اهداف یک انقلاب باید گفت که آنها شکل دهنده ماهیت واقعی یک جریان و تعیّن بخش آن انقلاب  هستند، لذا جزو نوامیس هر انقلابی به شمار می آیند. بنابراین، به هر میزان که از آنها صیانت و حراست شود، در واقع از انقلاب و ارزش های آن بیشتر حفاظت شده است. به دلیل همین امر، همیشه یکی از راه های ایجاد انحراف در انقلاب ها و جریانات اجتماعی از طریق تغییر در اصول و شعارهای آنهاست. لذاست که مقام معظم رهبری پرداختن به این امر مهم را به همگان متذکر می شوند و برای پیشگیری از این آفت می فرمایند:
توصیه دیگر، بازخوانی دائمی اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانی و محکمات اسلام تطبیق داده شوند ... اصولتان را روی کاغذ بنویسید؛ اصالت های خود را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آینده شما را دشمنان شما بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود. انحراف در انقلاب ها، از انحراف در شعارها و هدف ها آغاز می شود. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)


پی نوشت:
[1]. لازم به ذکر است که خود این مدل به عنوان چارچوب نظری و شیوه تحلیل حوادث، احتیاج به بررسی های دقیق علمی دارد، تا ابعاد آن بیشتر باز شود و بهتر در اختیار متفکران قرار گیرد.

منابع و مآخذ
قرآن کریم.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی از سال های 92 ـ 68.
پارسانیا، حمید، 1389، حدیث پیمانه، قم، دفتر نشر معارف.
تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، 1410 ق، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دار الکتاب الاسلامی.
حر عاملی، محمد بن حسن، 1409 ق، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(علیه السلام).
محسن کربلایی نظر: سطح سه حوزه و دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی.
حمید پارسانیا: دانشیار دانشگاه باقرالعلوم.
فصلنامه علمی ـ پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی 33
ادامه دارد...
مرجع : خبرگزاری فارس
کد مطلب : ۸۱۷۹۸۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

پیشنهاد ما