۰
سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۱۷

عوامل بيداري اسلامي

عوامل بيداري اسلامي

بسم الله الرحمن الرحيم
 
عوامل بيداري اسلامي
 
چكيده          
بيداري اسلامي جنبش و پديده اجتماعي عظيمي است كه به عنوان يك واقعيت غير قابل انكار در صحنه سياسي جهان اسلام نقش آفريني مي كند. و آينده اي روشن را نويد مي دهد. در حال حاضر اسلام خواهي و رشد روز افزون شعار هاي اسلامي، استبداد ستيزي و مبارزه با ديكتاتوري نظام سلطه، به عنوان مهم ترين و اساسي ترين مطالبه مشترك مردم رنج كشيده از ظلم و عصيان شده است و اين يعني اضمحلال و نابودي دوران امپرياليسم، سوسياليسم و صهيونيسم كه در حال شكل گيري است وقتي به فلسفه و چرايي آن       مي نگريم اين ادبيات پايداري و گفتمان ظلم ستيزي از انقلاب اسلامي ايران به جهان صادر شد. انقلابي كه بر خواسته از انديشه تابناك مردي است كه عقلانيت، عرفان و فقاهت را بر محور عدالت خواهي طنيد و با اتكال بر قدرت لايزال الهي، كاخ طاغوت را در هم شكست و تحولي شگرف را در جهان بوجود آورد.

در اين مقاله تلاش شده است كه با بررسي دقيق عوامل حركت بيداري اسلامي، با ارائه تاريخچه اي از چگونگي ورود نظام سلطه در بين جوامع اسلامي، به جايگاه عظيم انقلاب اسلامي و نقش رهبري امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري در مقابله با استكبار و استعمار و طاغوت پرداخته و بازگشت به هويت ديني را يك مطالبه عمومي در بين مسلمين معرفي كند و ريشه و سرچشمه آن را در انقلاب شكوهمند اسلامي ايران جستجو كند و در ادامه به نقش وحدت و همگرايي امت اسلامي و تبعيت از رهبري الهي اشاره كرده و آن را شرط اساسي پيروزي بر استكبار علمداد كرده است.
 
کليد واژه: امام خميني(ره) در بيداري- مقام معظم رهبري- بيداري اسلامي-  وحدت
 
 
 
 
 
مقدمه
امروزه، گروه‌هاي اسلامى، از فعال‌‌ترين جريان‏هاى سياسى جهان به شمار مي‌روند. اين گروه‌ها معتقدند جهان و جهاني شدن ارتباط تنگاتنگي با مذهب دارد. ازاين‌رو، اهميت و نفوذ فزاينده‏ انديشه‏ها و نهادهاي مذهبي آشکارا در سراسر جهان ديده مي‌شود، به‌گونه‌اي‌که سال 1992م. را سال بيداري اسلامي ‏خوانده‌اند، درحالى‌كه در 1964م. غربي‌ها و شرقي‌ها اعتقاد داشتند اسلام در برابر تجددگرايى يا مدرنيزاسيون كاملاً بى‌دفاع است. همچنين در سال 1979م. دولت امريكا بيداري اسلامي را از عوامل نابودى جهان خواند و فعالان مسلمان به‌عنوان رزمندگان شركت‌كننده در جنگى معرفى شدند كه به اعتقاد سايروس ونس1، وزير خارجه وقت امريكا، در صورت وقوع، احتمالاً مى‏تواند منافع امريكا را به شدت به خطر اندازد.2
 
تعريف بيداري اسلامي
بيداري، ضد خواب‌ است‌ و در معناي فعال‌ شدن‌ هوش(آگاهي)‌ به کار مي‌رودو بيداري اسلامي به مفهوم زنده شدن دوباره در پرتو اسلام اصيل است. به بيان ديگر، در معناي تجديد حيات اسلام در کالبد فرد و جامعه به کار مي‌رود که‌ در پناه آن، استقلال، عدالت‌ و همه‌ آموزه‌ها و ارزش‌هاي‌ متعالي‌، بار ديگر زنده‌ مي‌شود يا حيات مي‌يابد. بيداري اسلامي يعني دعوت مجدد به اسلام، احياي ارزش هاي اسلامي و دعوت به سوي احياي ارزش هاي اسلامي است. 3
بيداري اسلامي مهجوريت‌زدايي‌ از دين‌ يا بازپيرايي‌ و واخواني‌ گزاره‌ها و آموزه‌هاي‌ اسلامي از اجمال‌ و ابهاماتي‌ است‌ که‌ بر سيماي‌ دين‌ نشسته است. از اين‌رو، مي‌توان گفت اگر خواب، برادر مرگ‌ است،‌ بيداري‌ دست‌ در آغوش‌ زندگي‌ دارد.1

امام خميني(ره) معتقد بود بقا و دوام هميشگي احكام و آموزه هاي ديني در صورتي امكان پذير است كه حاكميت مبتني بر شرع مقدس و عقل سليم باشد. و دستگاه حكومتي و سلطه بيگانه را مايه ذلت وننگ بداند و در جهت ترويج روحيه شهادت طلبي، جانفشاني، عدالت خواهي، رفع ظلم و حراست از مباني اسلام در مقابل متجاوزين با قدرت بايستد.[2] امام، وحدت كلمه و حضور مردم در صحنه و دفاع از حاكميت اسلامي را، بزرگ ترين سد مستحكم در مقابل با تسلط قدرت هاي استكباري معرفي مي كند و امروز همگان در جهان شاهداند كه اين رويكرد متعالي چگونه موجب تعالي مسلمين گشته است و اكنون اين انديشه تابناك ديني چگونه موجب بيداري همه مسلمين جهان شده است.
مقام معظم رهبري در اين خصوص مي فرمايد: اين عصر را بايد، عصر امام خميني (ره) ناميد و ويژگي آن، عبارت است از بيداري و جرأت و اعتماد به نفس ملت ها در برابر زور گويي ابر قدرت ها و شكستن بت هاي قدرت ظالمانه و بالندگي نهان قدرت واقعي انسان و سر درآوردن ارزش هاي معنوي و الهي است.[3]
 
تاريخچه بيداري اسلامي
بيداري اسلامي جنبشي است اصلاحي که با شناخت واقعيتهاي موجود در جامعه اسلامي از دو قرن پيش آغاز شده و در صحنه هاي علمي وعملي روز به روز تکامل يافته و تا به امروز ادامه يافته و در حال حاضر به عنوان يک واقعيت در صحنه سياسي و اجتماعي جهان اسلام و دنياي بشريت نقش آفريني مي کند.اين پديده ي عظيم اجتماعي برپايه شناخت عواملي شکل گرفته و راه پرپيچ و خم خويش را به سمت آينده اي روشن طي مي کند.

که بطور اختصار به چند نمونه از اين عوامل اشاره مي شود :
شناخت عقب افتادگي هاي علمي ، اقتصادي و اجتماعي جوامع اسلامي 2. توجه به فقر 3. توجه به گذشته پر افتخار و سراسر شکوه و عظمت دنياي اسلام و تمدن درخشاني که مسلمانان در گذشته تاريخي خود خلق کرده اند. 4.توجه به بدعت ها ، خرافات و نارسايي هايي که در عرصه انديشه ديني گريبان گير دنياي اسلام شده است. 5. توجه به تشتت، تفرقه و درگيري هاي فرقه اي در سراسر جوامع اسلامي 6. توجه به فشار خرد کننده اي که حاکمان مستبد بر مردم اعمال کرده و با ظلم و بي عدالتي به چپاول آنها مي پرداخته اند. 7. درک حضور استعمارگران غارتگر و اشغال کشورهاي اسلامي توسط آنها و خطراتي که از اين راه گريبانگير مسلمانان شده بود... .
حوادث مهمي که در اين يکي، دو قرن اخير اتفاق افتاده، مثل اشغال فلسطين به دست صهيونيست هاي جنايت کار و مبارزه قهرمانانه فلسطينيان نيز اشغال افعانستان به دست نيروهاي متجاوز غربي و اوضاع عراق، در اوج گيري اين بيداري نقش مؤثر و تعيين کننده داشته است.[4]

ظهور اسلام، تحولي عظيم در تاريخ بشريت آفريد، به گونه اي که مرزهاي نژادي، جغرافيايي و قومي را در نورديد و بر پايه کلمه‏اللّه‏، جوامع مختلف را به يکديگر نزديک ساخت و در ميان  اقوامي که نه بهره‏اي از فرهنگ و تمدن آن زمان برده بودند و نه داراي قدرت مادي داشتند، قدرت مادي و معنوي شگرف و شگفتي به وجود آورد که هم عزت دنيوي آنها را فراهم ساخت و هم آنان را به اوج معنويت رساند. به بيان ديگر در شرايطي که هم تمدن يونان در اوج شهرت خود  بود و هم قدرت‏هايي مانند امپراتوري ايران و روم، ابرقدرت‏هاي زمان بودند، اسلام ظهور کرد و پس از شکست اين دو قدرت بزرگ، به سرعت در جغرافياي زمين گسترش يافت و ديري نپاييد که بخش بزرگي از دنياي آن زمان را در اختيار گرفت.
زماني که تمدن اسلامي در اوج شهرت و معروفيت خود قرار گرفت، تمدن غرب در خواب فرو رفت به گونه‏اي که بعدها غربي‏ها آن دوران را «عصر تاريکي در غرب»، نام نهادند ؛ چرا که آنان در برابر اسلام، چيزي براي عرصه به جهان بشريت نداشتند.

جنگ‏هاي صليبي نيز که در طول دو قرن نتوانست آنچه را که از نظر نظامي مدنظر داشت، به دست آورد سبب آشنايي تدريجي غربيان با فرهنگ و ادبيات و پيشرفت‏هاي فکري جهان اسلام شد و زمينه‏ بيداري آنان را فراهم ساخت. به همين دليل، دوره رنسانس، پشت سرگذاشتن عصر تاريکي و آغاز دوره‏اي بود که به آن، عصر روشنايي يا روشنگري گفته‏اند و بدين ترتيب، غربي‏ها تحت تأثير جهان اسلام و با الگوگيري از آن، کم کم توانستند پيشرفت‏هاي شگرفي در قرون هفده، هيجده و نوزده به وجود آورند.[5]
در اين دوران جهان اسلام رفته رفته، تحت تاثير دو عامل به خواب فرو رفت و از افکار و انديشه هاي ناب اسلامي دور ماند:
1- استعمار و استثماري بود که غرب در اين منطقه مهم جغرافيايي و فکري‏. 2- استبداد و انحراف حاکمان مسلمان از تعاليم اسلام ناب محمدي (ص)

اين دو عامل، آسيب مهلکي بر پيکر جهان اسلام وارد آورد که در جنگ جهاني اول به اوج خود رسيد؛ زيرا امپراتوري عثماني که در مواردي ، تکيه گاه مسلمانان به شمار مي آمد، عمدتاً به همان دو دليل مهم منقرض شد. از اين روتهاجم حيرت آوري از لحاظ نظامي و فکري از سوي غرب بر جهان اسلام آغاز گرديد به گونه اي که ازخود بيگانه شده، اسلام را عامل عقب ماندگي دانست و در نتيجه، در پي آن بود که شايد با الگوگرفتن از غرب بتوانند عقب‏افتادگي خود را جبران سازد. البته در اين دوران، کساني هم بودند که با هوشياري و درک عميق از اوضاع و شرايط به اين نتيجه دست يافتند که علت عقب‏افتادگي و به خواب رفتن جهان اسلام،از اسلام نيست بلکه به دليل دور شدن مسلمانان از اسلام و فاصله گرفتن از انديشه هاي اسلام است.

آخرين ضربه اساسي که جهان غرب بر جهان اسلام زد شکل دادن و تحميل، صهيونيسم بود که بذر آن را در سرزمين مقدس فلسطين کاشته شد. در اين دوران، آرنولد توين بي، مورخ معروف انگليسي، و در کتاب تمدن در بوته آزمايش، در بررسي تمدن ها جمله بسيار مهم زير را بيان داشت: پان اسلاميزم خوابيده است اما اگر مستضعفين جهان بر ضد سلطه غرب، شورش کنند و تحت يک رهبري قرار گيرند، اين خفته، بيدار خواهد شد و بانگ اين شورش، ممکن است در برانگيختن روح نظامي‏اسلام مؤثر افتد و اسلام بار ديگر براي ايفاي نقش تاريخي خود، قيام کند.[6]

پيش‏بيني توين بي در 1979 با انقلاب اسلامي ايران که انفجار نور بود، همراه گشت. انقلابي که با دست خالي و با تکيه بر شعار الله اکبر و بازگشت به ارزش‏هاي اسلامي در مقابل همه قدرت‏هاي بزرگ و ابرقدرت‏ها ايستاد و توانست نه تنها نقطه عطفي در تاريخ تحولات ايران بلکه نقطه عطفي در جهان اسلام و بلکه در کل تاريخ بشري به شمار آيد. با اين حرکت، آن خفته، بيدار شد و به سرعت در سراسر جهان اسلام گسترش پيدا کرد و از اين رو هنوز دو سالي از انقلاب نگذشته بود که در لبنان، عده‏اي جوان با ايمان، پنج قدرت بزرگ آن زمان را که در آن کشور پايگاه داشتند، يعني افغانستان، امپراتوري انگليس و روسيه به زانو درآمدند و شکست امپراتوري آمريکا نيز نيز نزديک است انشاءالله. در ترکيه، الجزاير و ساير کشورهاي اسلامي، تنها بانگي که امروز به گوش مي رسد نداي اسلام است و در فلسطين اشغالي، انتفاضه، امان را از صهيونيسم و امپرياليسم گرفته است. بنابراين بايد گفت: اگر آمريکا امروز به فکرتداوم اشغال عراق و دخالت در کشورهاي عربي است،هدفش ضربه زدن به بيداري و آگاهي اسلامي است. ولي مسلمان‏ها بيدار شده‏اند و بر پايه سه اصل مهم، کار بزرگ خويش آغاز کرده‏اند:
1- «بازگشت به اسلام ناب محمدي (ص)» که در صدر اسلام  توانست بر قدرت‏هاي بزرگ آن زمان غلبه کند.
2- « وحدت جهان اسلام» است که امپرياليسم و استعمار، ساليان دراز کوشيد با تکيه بر اصولي همچون تفرقه بينداز و حکومت کن، ميان فرقه‏هاي مختلف اسلامي فاصله بيشتر بيندازد.
3- «استکبارستيزي» و مقابله با کفرو الحاد و طاغوت و طاغوتيان زمان است. اين حرکت يقينا به پيروزي اسلام و شکست استکبار ختم خواهد شد.1
 
مواجه با غرب گرايي مختصات امواج بيداري اسلامي
خيزش مردمي در کشورهاي عربي که با خودسوزي «محمد بوعزيزي» تونسي آغاز شد و با سقوط «زين العابدين بن علي» در اين کشور و مدت کوتاهي بعد سرنگوني حسني مبارک در مصر شتاب گرفت، اينک به نقطه اوج رسيده و دامنه خود را به کشورهاي اردن، بحرين، يمن، عربستان گسترده است. خيزش مردمي و بيداري اسلامي در کشورهاي خاورميانه ادامه جريان تاريخي بيداري اسلامي در جهان عرب است.

با حمله ناپلئون بناپارت در اواخر قرن هيجدهم به مصر و تغيير معادله بين استعمار غرب با جهان اسلام بيداري اسلامي شکل گرفت. هر چند بيداري اسلامي در آن‌زمان دوام نيافت ولي امروزه پس از دو قرن دوباره و اين بار در نوع ديگري از خيزش، خود را نشان مي‌دهد.

تغييراتي که دنياي عرب و جهان اسلام در امواج مختلف بيداري اسلامي داشته است از اين قرار است:
1- در دو قرن گذشته، امپراتور شبه اسلامي تحت لواي خلافت عثماني، بر سرزمين‌هاي گسترده‌اي از جهان اسلام حاکميت داشت. مصر، شمال آفريقا و کشورهاي عربي در اين محدوده قرار داشتند. اين دوران را مي توان اولين جرقه بيداري اسلامي در ممالک عربي اسلامي برشمرد.

2- سلطه سياسي و استعمار نظامي کشورهاي اروپايي بعد از انقلاب فرانسه در شرق کم کم صورت آشکارتري به خود گرفت. دو قدرت بزرگ دنياي اسلام يکي صفويه در ايران، از بين رفت و ديگري (امپراتوري عثماني) در ترکيه فعلي در حال انحطاط بود. از آن طرف اروپا با سلاح جديد يعني علم و فلسفه سياسي جديد ناشي از انقلاب فرانسه به پيشروي و فتح سنگر به سنگر در شرق مشغول شد که ره آورد آن، افول بيداري اسلامي مي باشد.

3- در طول اين دو قرن با محو نظريه خلافت، کشورهاي عربي بخصوص مصر و شمال آفريقا و خاورميانه عربي– اسلامي دو ايدئولوژي ظاهراً معارض سوسياليستي و ليبراليستي را در قالب نوعي «ناسيوناليسم» نسبتاً مقتدر و ديکتاتور مآب تجربه نموده‌اند. هرچند حرکتهاي آزادي بخش از سوي انديشمنداني مانند : سيد جمال الدين اسدآبادي، سيد قطب، جمال عبدالناصر، شروعي بر پايان انحطاط بيداري اسلام قلمداد مي شود، اما بدليل ديدن خود در ذيل عالم غرب راهي چندان از پيش نبردند.  

4- با وقوع انقلاب اسلامي ايران و انديشه حضرت امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران – به قول بابي سعيد در کتاب «هراس بنيادين» – نه فقط احياي خلافت منظور نيست بلکه اين انقلاب پديده اي است که در مقابل کماليسم (کمال آتاتورک) قرار مي‌گيرد و لذا اين راه جديد، طلايه دار موج چهارم بيداري اسلامي شده است.
 
تأثير انقلاب اسلامي در بيداري اسلامي
بسياري از صاحبنظران در پديده جنبش هاي اسلامي معاصر معتقدند كه انقلاب اسلامي ايران يكي از عوامل مهم و تأثيرگذار در پيشبرد روند بيداري و آگاهي مسلمانان و ازدياد فعاليت هاي مؤثر در جوامع عربي و اسلامي بوده است. نظريه تأثيرپذيري كشورهاي اسلامي از انقلاب، مبتني بر جنبش هاي آزادي بخش و الگو برداري آنان از انقلاب ايران و مطالعه ي تحولات و رويدادهايي است كه در كشورهاي اسلامي رخ داده امام خميني خود بر اين نكته واقف بودند و به آن افتخار داشتند. «آواي انقلاب بزرگ ايران در كشورهاي اسلامي و ديگر كشورها طنين انداز و افتخارساز است...»1
 
انقلاب اسلامي، در مقام رويکرد نفي غرب و فرهنگ غربي
انقلاب اسلامي با ظهور شعور انسان هاي خوداگاه و دل اگاهي که راه و رسم زندگي در دوران معاصر را خوب فهميدند همراه بود. انقلاب اسلامي را سياسون تدوين نکردند. بلکه توسط يک مرد الهي شکل گرفت که اولاً: ظلمات روح مدرنيته را از طريق تجليات اشراقي، احساس کرده بود. ثانياً راهي را که نبي اکرم صلي الله عليه و آله و سلم و ائمه طاهرين از طرف خدا متذکر آن بودند، به خوبي مي شناخت. با توجه به اين نکات، انقلاب اسلامي با رويکرد نفي غرب و اثبات اسلام به صحنه آمد و توانست اين تفکر را به انسان هاي آزاده نيز انتقال دهد.2

در فضايي که بشر مدرن از دين فاصله گرفته و ارتقاي انسان را در پيروي از نديشه هاي منقطع از آسمان جستجو مي کرد، ناگهان در قرن بيستم، با وقوع دو جنگ جهاني در مهد تمدن مدرن و شکست ايدئولوژي هايي مثل ليبراليسم و سوسياليسم و ظهور نابرابري هاي آزار دهنده، انقلاب اسلامي به عنوان راهي براي عبور از آن فرهنگ به سوي فرهنگ الهي انبياء، عقل ها و دل ها را متوجه خود نمود و برخلاف آن همه تبليغات منفي که نسبت به آن روا داشتند، به خوبي از عهده نشان دادن معني تاريخي خود بر آمد .3
 
ويژگي ها و شاخصه هاي مشترک بيداري اسلامي در کشورهاي عربي
1- استبداد و استعمار‌ستيزي، ويژگي‌ مشترك مطالبات مردم
استبدادستيزي: مخالفت بارژيم‌هاي دست نشانده از جمله خواسته‌هاي مشترك در كشورهاي اسلامي به شمار مي‌رود، حاكماني كه مستقيم و يا با واسطه توسط آمريكا و صهيونيسم بين‌الملل روي كار آمده اند، هنگامي كه به لحاظ كارآمدي ديگر آن كاركرد را براي اربابان خارجي خود ندارند، توسط حاميان خود كنار گذاشته مي‌شوند. استعمار‌ستيزي: مخالفت با سلطه استكبار، به ويژه مخالفت با سياست‌هاي مستعمرانه رژيم صهيونيستي و آمريكا.
 
2- اسلام‌خواهي و رشد روزافزون شعارهاي اسلامي
آغاز برخي از اين حركت‌هاي انقلابي اگرچه ممكن است متأثر از برخي مطالبات اقتصادي و سياسي باشد، ولي تبديل مكان‌ها يا نهادهاي مذهبي نظير نمازهاي جمعه و جماعات و مساجد به عنوان خاستگاه و نقطه آغاز اين تحركات و شعارهاي اسلامي، نمايانگر جهت‌گيري اصلي اين تحركات انقلابي است؛ كه در ميان تمامي حركت‌هاي اسلامي ديده مي‌شود.

ماهيت اسلامي- انقلابي واحد و به هم پيوسته اين خيزش‌ها و دخيل نبودن نگاه طايفي- مذهبي نقطه مشترك اين حركت‌ها به شمار مي‌رود؛ بدين معنا كه همان انگيزه‌هاي اسلامي و روحيه انقلابي كه مردم مصر و ليبي را به خيابان كشانده است در رفتار و عملكرد مردم مسلمان بحرين نيز وجود دارد. اعتراض ملت‌هاي منطقه در همه كشورهايي كه با نظام‌هاي ديكتاتوري و وابسته اداره مي‌شود، نسبت به ظلمي است كه سران اين كشورها به ملت‌هاي خود در عرصه اعتقادي، سياسي، اجتماعي و... نموده‌اند. مقام معظم رهبري(مدظله) در اين زمينه فرموده‌اند:
«ما بين غزه و فلسطين و تونس و مصر و ليبي و بحرين و يمن تفاوتي نمي‌گذاريم. در همه جا ظلم به ملت‌ها محكوم است. حركت ملت‌ها با شعار اسلام و در جهت آزادي مورد تأييد ماست... اين حركت، حركت ملت‌ها است. حركت امت اسلامي است. حركت با شعار اسلام است. حركت به سمت اهداف اسلامي است. نشان دهنده بيداري عمومي ملت‌ها است. طبق وعده الهي اين حركت قطعاً و يقيناً به پيروزي خواهد رسيد. ملت ايران سرافراز است، مفتخر است و خرسند است كه آغازكننده اين راه بوده و ايستادگي و استقامت كرده است.»1

لذا اسلام ستيزي و سرکوب اعتقادات مذهبي مردم مسلمان و معتقد اين کشورها باعث شکل گيري ريشه هاي عدم مشروعيت اين نظام ها شد که به همين علت مردم اين کشورها براي حفظ اعتقادات اسلامي به مقابله با نظام حاکم روي آوردند. و همچنين با مرور بر جنبش هاي انقلابي مردم در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا، نشان دهنده اين است که اقدامات عمدتاً در اين ميان کشورهايي به وقوع پيوسته که يا حاميان اصلي رژيم صهيونيست در منطقه هستند يا اينکه حداقل نسبت به فجايع رژيم صهيونيستي بي تفاوت بوده اند و اين امر مي تواند به عنوان شاخص در روند اين تحولات مطرح باشد.
 
عوامل بيداري اسلامي در افق انديشه حضرت امام خميني(ره)
بواقع مي توان انقلاب اسلامي را سرآغاز تحولات در منطقه دانست. تحولاتي که با تهاجم مباني تمدن غرب در پي بازسازي وجهه تمدن بزرگ اسلامي، در ممالک اسلامي بوده است.
با نگاهي به حرکت هاي اصلاحي در دنياي اسلام بر اين نکته بايد تکيه کرد که نقش رهبري در به ثمر نشستن و ادامه آن امري اجتناب ناپذير مي باشد.

امروزه دنيا بر اين واقف است که نقش رهبري انقلاب اسلامي در پيروزي و ادامه روند رو به تعالي نظام مقدس جمهوري اسلامي، بي بديل مي باشد.
 
مباني ادبيات بيداري و پايداري حضرت امام خميني (ره)
حضرت امام خميني (ره) از جمله رهبران قيامهاى دينى است که با تکيه بر آموزه هاى اسلامى، سعى در احياى مقاومت در برابر استکبار و استبداد را توأمان درک، برنامه ريزى و اجرا نمود.
حضرت امام آمد تا ادبيات پايدارى اسلام را در مقابل استبداد داخلى واستکبار خارجى، که به فراموشى سپرده شده بود، احياء نمايد. وى ادبياتى پديد آورد که به واسطه ي آن اسلام احياء گرديد.

امام خمينى(ره) با زبان قرآن همه طاغوتيان و هم آواز طاغوتيان را نفى و ادبياتى را ايجاد کرد و توسعه بخشيد که به واسطه آن طلسم طاغوتيان شکسته شد. فلذا مى بينيم که واژه هاى استقامت، پايدارى، مقاومت و ايستادگى در لسان و ادبيات امام خميني(ره) بارها و بارها به کار رفته است. مثلاً در صحيفه امام، واژه ي استقامت 43 مرتبه، واژه ي پايدارى16 مرتبه و واژه ايستادگى مجموعاً 33 مرتبه ذکر شده است.[7]
 
بيان مباني ادبيات پايداري امام (ره)

1 - مبناى عقلى - استدلالى
امام خمينى(ره) معتقد است، چون احکام اسلامى اعم از قوانين اقتصادى، سياسى و حقوقى، تا روز قيامت باقى و لازم الاجراست، بقا و دوام هميشگى احکام اسلامى امکان پذير نيست مگر با ايجاد حکومت اسلامى؛ بنابراين لزوم حکومت به منظور بسط عدالت، تعليم، تربيت، حفظ نظام جامعه، رفع ظلم و حراست مرزهاى کشور و جلوگيرى از تجاوز بيگانگان، از بديهى ترين امور است. بنابراين؛ قيام و مقاومت جهت حفظ مرزهاى کشور اسلامى و جلوگيرى از تسلط تجاوزگران بر آن، عقلاً و شرعاً واجب است و اين حکم از بديهى ترين نيازهاى مسلمانان است.[8] و اين مهم محقق نمى گردد مگر اينکه ملت خودشان بخواهند.

 امام خمينى(ره) که ادبيات پايدارى اش را تبليغ مى کند با استشهاد به آيه «إنَّ اللهَ لايُغَيِّرُ مابِقَوْمِ حَتَّى يُغَيِّروُا مَا» تغيير نظام حاکم بر يک ملت را در گرو فرهنگ و روحيه ي حاکم بر آن ملت مى داند و مى فرمايد: اين آيه  يک واقعيتى است، و دستورى. واقعيت به اين معنا که تغييراتى که در يک ملتى، يک قومى، حاصل بشود، اين منشأ تغييرات تکوينى، تغييرات جهانى، تغييرات موسمى مى شود. دستور است به اينکه تغييراتى که شما مى دهيد، تغييراتى باشد که آن تغييرات دنبالش يک تغييراتى به نفع شما باشد»[9]

اگر ملتى روحيه ي شهادت طلبى، فداکارى، جانفشانى در راه هدف و آمادگى براى جلوگيرى از ظلم و ستم داشت و سلطه بيگانه را مايه ي ذلت و ننگ براى خويش دانست، سرنوشتش تغيير کرده و نظام حاکم بر او هم تغيير مى کند اما اگر ملتى بى تفاوت باشد، و روحيه ي انظلام و ذلت پذيرى پيدا کرده سرنوشت او محکوم به اين است که ظلم و سلطه ظالم قرار گيرد.

امام خمينى در ادبياتش به اين مهم توجه داشته، فلذا مى فرمايند:
«اگر ما دست به دست هم ندهيم، همه مان با هم نباشيم، زمينمان خواهند زد، مجلس را زمين مى زنند، دولت را زمين مى زنند،... همه زمين مى خورند، پس عقل اقتضا مى کند که ما الآن مشکلات را تحمل کنيم.»[10]
 
 2 - مبناى دينى - اعتقادى
دليل اينکه چرا و بر چه اساس امام خمينى(ره)، مردم را بعد از قيام، دعوت به استقامت مى کند اين است که اين مطلب را علاوه بر اينکه امرى بديهى و عقلى مى دانند، يک دستور الهى نيز قلمداد مى کنند و مى فرمايند:حضور انسانها در قيامها و مقاومت امرى از پيش ساخته خود انسان نيست؛ بلکه خداوند سبحان و اسلام از ما مى خواهد که در مقابل کفر و زندقه و ستم و ستمکاران ايستادگى کنيم. فلذا مى گويند: چه بسا افرادى که ابتدائا در يک امرى وارد مى شوند، لکن بعضى مشکلات وقتى پيش آمد نمى توانند خوددار باشند، نمى توانند استقامت کنند... تعليمى که خداى تبارک و تعالى به مسلمين داده است اين است که بايد در مأموريتهاى خودتان استقامت داشته باشيد.[11]

ضرورت بيداري

1- قيام همه‌جانبه در مقابل استبداد
حضرت امام رحمه‌الله معتقد است علت اصلى نابودى و شكست ملت‌ها و دولت‌هاى اسلامى در مقابل دولت‌هاى مستكبر، عدم قيام همه‌جانبه‌ي قشرهاى مختلف است كه همين امر باعث از بين رفتن شرافت و ارزش‌هاى انسانى آنان خواهد شد «اگر امروز قشرهاى مختلف ملت‌ها، از علماى دينى تا گويندگان و نويسندگان و روشن بينان متعهد، قيام همه جانبه نكنند و با بيدار كردن توده‌هاى عظيم انسانى اسلامى به دادِ كشور‌ها و ملت‌هاى تحت ستم نرسند، كشور‌هايشان بى شك به نابودى و وابستگى همه‌جانبه‌ي بيشتر و بيشتر خواهد كشيد. و غارتگران ملحد شرقى و بد‌تر از آنان ملحد غربى ريشه‌ي حيات آنان را مى‌مكند و شرافت و ارزش‌هاى انسانى آنان را به باد فنا مي‌سپارند.»[12]

كشورهاى اسلامى و مستضعفان جهان، قدرت اسلامى خود را بيابند و از عربده‌هاى شرق و غرب و وابستگان و تفاله‌هاى آنان نهراسند و با اعتماد به خداوند تعالى و اتكال به قدرت اسلام و ايمان بپاخيزند و دست جنايتكاران را از كشورهاى خود كوتاه نمايند»[13]
 
2 - ناتوانى قدرت‌ها از مقابله با ملت متحد
فريادى كه از قلب مؤمن است بر همه چيز غلبه مي‌كند؛ بر كاخ سفيد هم غلبه مي‌كند و غلبه كرده است. و موج اين ايمان در سرتاسر دنيا از زير بار اين ظلم‌هايى كه در طول تاريخ بر آن شده است، از زير اين بار دارد در مي‌آيد. همه جا نغمه‌ي اين است كه ظلم نه. دست تواناى ملت‌ها، ابرقدرت‌ها را به جاى خودشان نشانده و مى‌نشاند. ملت‌هاى مستضعف در هر جاى جهان رو به بيدارى هستند، نمى‌پذيرند امروز ديگر آن حرف‌هايى كه سابق گفته مي‌شد، آن ارعاب‌هايى كه مي‌كردند و كشتي‌هايى كه مى‌آوردند در اطراف خليج فارس و امثال اين‌ها، يا كارهاى ديگرى كه مي‌كردند. تمام اين‌ها كهنه شده است. ديگر پيش مردم ارزش ندارد. ملتى كه بيرون آمده روز جمعه و مي‌گويد كه «ما براى شهادت آمديم» آن‌ها را از مردن نترسانيد، اين شهادت است. ان‌شاءالله خداوند به همه‌ي ملت، ملت‌هاى اسلامى، قدرت ايمان عنايت كند و قدرت ايمان ملت ما را روزافزون كند.[14]

نسيم بيداري در سراسر جهان
امروز كه نسيم بيدارى در سراسر جهان وزيدن گرفته و توطئه‌هاى فريباگر ستمكاران تا حدودى فاش شده است، وقت آن است كه دلسوختگان واقعى مظلومان و علما و دانشمندان سراسر جهان بويژه علما و متفكران اسلام بزرگ يكدل و يك جهت در راه نجات بشريت از تحت سلطه ظالمانه اين اقليت حيله باز و توطئه‌گر كه با دسيسه‌ها و جنجالها سلطه ظالمانه خود را بر جهانيان گسترده‌اند، بپاخيزند.[15]

صدور انقلاب و بيداري ملتها
حضرت امام خميني (ره) در خصوص صدور انقلاب مي فرمايند : ما مي خواهيم اين انقلابمان را، انقلاب فرهنگي مان را، انقلاب اسلامي مان را به همه ممالک اسلامي صادر کنيم و اين انقلاب هر جا صادر شود، مشکل حل مي شود.[16]
ما انقلاب را به تمام جهان صادر مي کنيم چرا که انقلاب ما اسلامي است و تا بانک [لا اله الا الله و محمدرسول الله] بر تمام جهان طنين نيفکنده مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجاي جهان عليه مستکبران هست ما هستيم. [17]

امام خميني(ره) در مقام تبيين معنا و مفهوم صدور انقلاب اسلامي تصريح مي کنند: ما که مي گوئيم اسلام را مي خواهيم صادر کنيم معنايش اين نيست که ما سوار طياره بشويم و بريزيم به ممالک ديگر، يک هم چون چيزي نه ما گفتيم و نه ما مي توانيم. امّا آنکه ما مي توانيم اين است که به وسيله دستگاه هايي که داريم به وسيله همين صدا و سيما، بوسيله مطبوعات به وسيله گروه هايي که به خارج مي روند، اسلام را آنطور که هست معرفي کنيم. اگر آنطوري که هست معرفي بشود مورد قبول همه خواهد بود.[18]

مقام معظم رهبري، صدور انقلاب را به معناي صدور فرهنگ اسلام تعبير نموده و فرمودند: پس از پيروزي انقلاب اسلامي سردمدار تبليغات جهاني بر روي اشاعه فرهنگ انقلابي اسلام جنجال راه انداختند و آن را به عنوان صدور انقلاب (با معناي غلطي که از صدور انقلاب مي کردند) مورد تهاجم تبليغاتي قرار دادند. همه رسانه ها در سرتاسر عالم روي اين نکته و کلمه تکيه مي کنند که جمهوري اسلامي در صدد صدور انقلاب است! خباثت آنها در اين جاست که صدور انقلاب را به معناي صدور مواد منفجره و ايجاد درگيري در گوشه و کنار عالم و از اين قبيل کارها معرفي مي کنند !!

به تعبير مقام معظم رهبري(مدظله)، صدور انقلاب يعني صدور فرهنگ انسان ساز اسلام و صدور صفا و خلوص و تکيه و اصرار بر ارزشهاي انساني. ما به اينکار و انجام وظيفه افتخار مي کنيم. اين راه انبياست و ما اين راه را بايد ادامه دهيم.[19]

معظم له در ادامه، در مورد معناي صحيح صدور انقلاب مي فرمايند: چرا ما بايد از صادر کردن توحيد و اخلاق انبياء و روح فداکاري اخلاص و تزکيه اخلاقي به کشورهاي ديگر خجالت بکشيم !؟... صدور انقلاب به معناي صادر کردن ارزش هاي انقلابي و افشاگري درباره مستبدها و ظالم هاي عالم وظيفه و تکليف الهي ماست، اگر اين کار را نکنيم کوتاهي کرده ايم.[20]
 
مهمترين عوامل و مؤلفه هاي بيداري اسلامي در انديشه مقام معظم رهبري (مدظله)
1- بيداري اسلامي ويژگي امام خميني (ره)
اين عصر را بايد، عصر امام خميني(ره) ناميد و ويژگي آن، عبارت است از بيداري و جرأت و اعتماد به نفس ملتها در برابر زورگويي ابرقدرتها و شکستن بتهاي قدرت ظالمانه و بالندگي نهان قدرت واقعي انسان و سر برآوردن ارزش هاي معنوي و الهي.[21]

بيداري اسلامي، امام (ره) اولويتها را تشخيص داد و انتخاب و دبنال کرد. به نظر من، اين اولويتها در درجه اول دو چيز بود: 1- احياي روح خودباوري و استقلال در مردم. 2- احياي روح ديني و تقويت ايمان در مردم. امام(ره) اين دو خصوصيت را در اولويت اول قرار داد و غالب آنچه که امام بعنوان دستورالعمل در مقابل پاي اين ملت گذاشته است، مربوط به اين دو چيز است.[22]
 
 
2- احياي هويت اسلامي
پيام عدالت خواهي، پيام بزرگ و مهم انقلاب ما براي امت اسلامي و جوامع و ملتهاي مسلمان، عبارت             از احياي هويت اسلامي، بازگشت به اسلام، بيداري مسلمانان و بازگشت به نهضت اسلامي است. اين پيام بزرگ انقلاب ما به ملتهاي مسلمان است که امام و پيشواي بزرگ اين راه و معلم بزرگ اين خط و مکتب بود.[23]
 
3 - الگوي حرکت هاي اسلامي
دنيا در حال يک پيچ تاريخي است. ملت عزيز ما ، ملتهاي مسلمان ، امت عظيم اسلامي، مي توانند نقش ايفاء کنند، اينجاست که اسلام، تعاليم اسلام، روش اسلام به کار نياز مردم دنيا مي آيد و اينجاست که نظام جمهوري اسلامي مي تواند الگو بودن خودش را براي همه مردم دنيا اثبات کنند.[24]

امروز ، روزي است که دنياي اسلام بيدار شده و مسلمانان در سرتاسر عالم، احساس عزت و سربلندي مي کنند. آنروز که مسلمانان در هر نقطه ي عالم، از ابراز مسلماني خود خجالت مي کشيدند، گذشت. امروز مسلمانان به مسلماني خود افتخار مي کنند و اين بخاطر قدرت و عظمت انقلابي است که با دست تواناي رهبر بزرگ و امام عظيم الشأن ما و با فداکاري و ايثار اعجاب انگيز ملت بزرگ ايران در اين نقطه حساس عالم به وقوع پيوست و دنيا را مبهوت کرد.[25]

4- وحدت مسلمين
از اولين روزي که نهضت اسلامي در ايران به رهبري امام عظيم الشأن و بزرگوار ما آغاز شد ، يکي از اصلي ترين مواد داعيه هاي اين نهضت ، عبارت از وحدت مسلمين در سرتاسر عالم و کوتاه کردن دست قدرتهاي ستمگر و متجاوز از سر مسلمانان بود . اين پيام ، همچنان پيام انقلاب ماست.[26]

5 - مردم سالاري ديني هديه ي جمهوري اسلامي به کشورهاي منطقه
مردم سالاري ديني که ابتکار بزرگوار ماست، مي تواند نسخه اي براي همه اين کشورها باشد، هم مردم سالاري است و هم از متن دين برخاسته است .

6 - حضور مردم در صحنه عامل پيروزي
امروز امت اسلامي درگير حوادث بزرگي است، آن جوري که ما مي فهميم و ما احساس مي کنيم اينها تجربه اي که امروز در کشورهايي از دنياي اسلام تحقق پيدا کرده و بيداري اسلامي منجر به حضور مردم در عرصه ي تعيين سرنوشت خود شده، يکي از آن تجربه هاي بسيار مهم و ارزشمند تاريخ اسلام است. اگر ملتهاي مسلمان در اين حرکتي که آغاز کرده اند، انشاا... بتوانند مراقبت کنند، بتوانند اراده ي خودشان را به اراده ي کساني که سعي شان مداخله در کشورهاي اسلامي است، غلبه بدهند، تا مدتهاي طولاني کشورهاي اسلامي يک حرکت پيشرونده را خواهند داشت، اما اگر خداي نکرده دشمنان اسلام و مسلمين - يعني دنياي استکبار، سردمداران سلطه، صهيونيسم جهاني، رژيم مستکبر و ظالم آمريکا - بتوانند بر اين امواج سوار شوند، اگر خداي نکرده بتوانند بر عزم ملتها فائق بيايند و کنترل کارها را بدست بگيرند و حوادث را به سمت آنچه که خودشان مي خواهند ، هدايت کنند، مسلماً دنياي اسلام باز تا ده ها سال دچار مشکلات بزرگ خواهد بود، امت اسلامي نبايد بگذارد نخبگان سياسي و فرهنگي نبايد اجازه دهند که دشمنان کشورهاي اسلامي بر عزم ملتهاي مسلمان فائق بيايند. 1

7 - شناخت لحظه ها از علامتهاي بيداري
يکي از علامتهاي بيداري يک ملت اين است که لحظه ها را بشناسند و بفهمند که حالا چه موقعي است و اهميت اين لحظه چقدر است. يکي از برکات اين نهضت و از خصوصيات آن رهبر استثنايي بي نظير، همين بود. او لحظه ها را به حساب مي آورد و سرانگشت ذهن را حساس کرد تا بفهميم که در زمانه چه مي گذرد. 2

8 - اميد به آينده عالم بيداري ملتها

واقعيت ديگر آن است که امروز ما در دنيا شاهد بيداري ملتها هستيم . درست است که با پيشرفت وسايل جديد و تلويزيون و راديو و تبليغات و پول و امکانات صنعتي و ... تسلط قدرتهاي استکبار بر ملتها و بر شؤون آنها روز به روز بيشتر شده است، اما سنت الهي بر اين قرار گرفته که ملتها هم بيدار شوند و ما امروز مي بينيم که ملتها هم روز به روز بيدار مي شوند و اين بخاطر اميدي است که آنها به آينده پيدا کرده اند.
اميد، در حال بيدار کردن ملتهاست. بدون شک مهم ترين وسيله ي اميدواري ملتها در ده سال اخير، پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، تشکيل حکومت مردم، تأسيس حکومت(نه شرقي نه غربي) و پيشرفت سياست مقاومت در مقابل قدرتهاي استکبار بود. اين وقايع، به مردم دنيا - خصوصاً مسلمانان- اميد بخشيد و آنها را بيدار کرد. اين، صنع الهي و صدرت خدا بود. 1

روشنفکران در دنياي اسلام با اميد تازه اي به ميدان آمدند، همان شاعران و هنرمندان و نويسندگاني که با يأس حرف مي زدند، احساس شکست مي کردند، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، بعد از حرکت عظيم امام بزرگوار و ايستادگي هاي اين ملت، روحيه ي شان عوض شد. لحن کلام و شعرشان و قلم شان تغيير پيدا کرد، رنگ اميد به خود گرفت. و اين رشته سر دراز دارد. 2

9- حج عامل بيداري
حج همچنين مظهر وحدت و اتحاد مسلمانان است. اين‏كه خداوند متعال همه‏ى مسلمانان و هركه از ايشان را كه بتواند، به نقطه‏يى خاص و در زمانى خاص فرا مى‏خواند و در اعمال و حركاتى كه مظهر همزيستى و نظم و هماهنگى است، آنان را روزها و شبهايى در كنار يكديگر مجتمع مى‏سازد، نخستين اثر نمايانش، تزريق احساس وحدت و جماعت در يكايك آنان و نشان دادن شكوه و شوكت اجتماع مسلمين به آنان و سيراب كردن ذهن هر يك تن آنان از احساس عظمت است.
با احساس اين عظمت است كه دولتهاى مسلمان با تكيه به مردم خود، از تكيه به قدرتهاى بيگانه خود را بى‏نياز حس مى‏كنند و اين فاصله‏ى مصيبت‏بار ميان ملتهاى مسلمان با دستگاههاى حاكم بر آنان پديد نمى‏آيد. با احساس اين وحدت و جماعت است كه نيرنگ استعمارى ديروز و امروز - يعنى احياى احساسات افراطآميز ملى‏گرايى- اين فاصله‏ى وسيع و عميق ميان ملتهاى مسلمان را پديد نمى‏آورد و قوميت عربى و فارسى و تركى و آفريقايى و آسيايى، به‏جاى آن‏كه رقيب و معارض هويت واحده‏ى اسلامى آنها باشد، بخشى از آن و حاكى از سعه‏ى وجودى آن مى‏گردد؛ و به جاى آن‏كه هر قوميتى، وسيله و بهانه‏ى نفى و تحقير قوميتهاى ديگر شود، وسيله‏يى براى نقل و انتقال خصوصيات مثبت تاريخى و نژادى و جغرافيايى هر قوم به ساير اقوام اسلامى مى‏گردد.[27]
 
10 - حج عرصه بيداري اسلامي
جمهوري اسلامي به عنوان نظامي که عليرغم تبليغات و تلاش هاي ضد اسلامي صدسال اخير ، حيات و پويايي و قدرت اسلام را در اداره ي جوامع عظيم بشري ، ثابت کرده است، به حج نه هم چون وسيله اي براي خود، بلکه هم چون عرصه اي براي بيداري مسلمين و دميدن روح تقوا و ايمان به اجراي شريعت اسلام و عزت و استقلال مسلمانان جهان، نظر افکنده است.[28]

11 - شهدا عامل بيداري
بيداري و سربلندي مسلمين در سراسر جهان مرهون فداکاري اين فرزندان شايسته و ميهن و کسان و نزديکان آنها است.[29]
انقلابي که امام (ره) پديدآورد و شهيدان با خون خود آنرا رنگ و بوي گل سرخ بخشيدند، اکنون در سراسر جهان در بيداري ملتهاي مظلوم و در تجديد حيات جوامع مسلمان و در استحکام روزافزون مباني معنويت و در فروپاشي ماديگري صريح  و نفاق آلود و خلاصه در سرافرازي حق و سرافکندگي باطل، خود را مي نماياند. پرچم عروج انسان به بام معنويت که امروز در گوشه و کنار دنيا برافراشته مي شود، در حقيقت پرچم امام ما و شهيدان اوست. آنها زنده اند و روز به روز زنده تر خواهند شد. [30]

12 - روز قدس عامل بيداري
ملت ما بيدار است، ملت ما متحد است، ملت ما مسائل جهاني را با علاقه و دلسوزي دنبال مي کند، به مسائل دنياي اسلام مي پردازد. درباره ي آنها موضع مي گيرد که يک نمونه از آن، همين راهپيمايي عظيم روز قدس است که در سرتاسر کشور- در همه شهرها، در بسياري از روستاها حتي- مردم اجتماع کردند، راه افتادند، شعار دادند به نفع برادران مسلمانشان که هرگز آنها را نديده اند و نه از نزديک مي شناسند، ليکن مسأله آنها را مسأله خودشان به حساب مي آورند. اين به برکت ايمان است، به برکت بيداري اسلامي است و اين، آن راهي است که امام بزرگوار ما - که رحمت و رضوان خدا بر او باد - پيش پاي ما گذاشت و ما اين راه را طي مي کنيم و تهديدها و مخالفت ها و خصومت ها و غرض ورزي ها عمل کردن هايي را که انسان مشاهده مي کند در بخش هاي مختلف آن جبهه گسترده نخواهد توانست اين ملت اين راه باز بدارد[31].
 
نتيجه گيري
کليد حل مشکلات بدست ملتهاست :
انقلاب بزرگ اسلامي ما نشان داد که کليد حل مشکلات بزرگ ، در دست خود ملتهاست و اراده انسان هاست که در صورت تکيه به خدا و اعتماد به وعده الهي ، بر تدبير و خواست قدرتهاي مسلط غلبه خواهد کرد. و امروز با حوادثي که در نقاط متعددي از جهان رخ داده ، نقش ملتها بيش از پيش به اثبات رسيده است.[32]
 


   عبدالجليل فرهمند[1]

منابع
 1-امام خميني، روح ا...، شئون و اختيارات ولي فقيه، وزارت ارشاد اسلامي (1365) ص 23و24
2- پيام مقام معظم رهبري به مناسبت اولين سالکرد رحلت امام (ره) 10/03/1369
3 - وزير امور خارجه آمريکا در سال، 1979 م .
4-  انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي (تأثيرگذاري و نمونه ها) مرتضي شيرودي ، فلسفه علمي - پژوهشي مطالعات انقلاب اسلامي، سال پنجم، شماره 16 ، بهار 1388 ، صص 109 - 73 .
5 - دکتر علي اکبر ولايتي، همايش سفيران فرهنگي   www.farsnews.com
6 - انقلابي متمايز : جستارهايي در انقلاب اسلامي ، قم ، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ، 1385 ، ص 359 .
7 -  بيداري اسلامي و مظاهر فرهنگي ، سياسي و اجتماعي آن ، سيد جلال ميرآقايي ، مجله انديشه انقلاب اسلامي ، تابستان 1383 - شماره 10ص 51.
8 - فرهنگ و تمدن اسلامي ، ولايتي ، علي اکبر ، 1384 ، قم ، نشرمعارف ، ص 132 .
9 - همان ، ص 217 .
10 -  همان .
11 - همان : ص 208 ، 201 .
12- امام خميني (ره) ، سخنراني ، مورخ 1/9/1357 .
13- طاهر زاده ، اصغر، انقلاي اسلامي ، بازگشت به عده قدسي ، ص 56 - 55 .
14- موسي نجفي ،انقلاب فرامداران و تمدن اسلامي (موج چهارم بيداري اسلامي) تهران موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1387
15 - بيابات مقام معظم رهبري 1/1/1390 .
16 - براي اطلاع بيشتر در اين باره رجوع کنيد به : صحيفه امام (ره) 1378 ج :1 ، 93 ج 2 ، 169 ج 3 ، 481 ج 18 : 47 ، 274
17 - امام خميني ، روح ا... ، شئون و اختيارات ولي فقيه ، وزارت ارشاد اسلامي (1365) ص 23 و 24 .
18 -  صحيفه امام ، تهران : مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ، 1378 ج10 ص 128.
19 - صحيفه امام ، همان ، ج 18 ، ص 254.
20 - صحيفه امام ، همان ، ج 13 ، ص 463.
21 - صحيفه امام ، همان ، ج 19 ، ص 344.
22 -  صحيفه امام ، همان ، ج 15 ، ص 61.
23-  صحيفه امام ، همان ، ج 19 ، ص 290.
24-  صحيفه امام ، همان ، ج 13 ، ص 531.
25 - بيانات حضرت امام (ره) در جمع اعضاي کنگره قدس 18/5/59.
26 - در جستجوي راه امام از کلام امام ، دفتر پانزدهم ص 312.
27 - صحيفه ي نور ، ج 18 ، ص 243 مورخ 9/12/1362 .
28- حديث ولايت ، ج اول ، دفتر مقام معظم رهبري ، ص 244 - 247 .
29 - حديث ولايت ، همان .
30 - پيام مقام معظم رهبري به مناسبت اولين سالگرد رحلت امام (ره) ، 10/3/1369 .
31 - ببايات مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه تهران . 9/7/1378.
32- بيانات مقام معظم رهبري ، 14/3/1374 .
33- بيانات مقام معظم رهبري ، 20/7/1390 .
34- بيانات مقام معظم رهبري ، 22/4/1368 .
35- بيانات مقام معظم رهبري ، 22/4/1368 .
36- بيانات مقام معظم رهبري ، 9/6/1390 .
37- بيانات مقام معظم رهبري ، 2/3/1369 .
38- بيانات مقام معظم رهبري ، 22/12/1368 .
39- بيانات مقام معظم رهبري ، 14/3/1388 .
40- پيام مقام معظم رهبري به حجاج بيت ا... الحرام، 26/3/1370 .
41- پيام مقام معظم رهبري به مناسبت برگزاري کنگره ي عظيم عبادي سياسي حج، 4/2/1375 .
42- حکم انتصاب حجت الاسلام رحيميان به رياست بنياد شهيد ، 9/8/1371.
43- بيانات مقام معظم رهبري ، 19/11/1368 .
44-  بيانات مقام معظم رهبري ، 19/6/1389 .
45- بيانات مقام معظم رهبري ، 24/1/1369 .
 
 
 
[1] .    امام جماعت و مدرس حوزه علميه اهل سنت (حنفي)- کدملي: 5319848722   شماره تماس: 09113766737
1 . وزير امور خارجه آمريکا در سال 1979 م .
2 . انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي (تأثيرگذاري و نمونه ها) مرتضي شيرودي ، فلسفه علمي - پژوهشي مطالعات انقلاب اسلامي ، سال پنجم ، شماره 16 ، بهار 1388 ، صص 109 - 73 .
3 . دکتر علي اکبر ولايتي ، همايش سفيران فرهنگي   www.farsnews.com
1 . انقلابي متمايز : جستارهايي در انقلاب اسلامي ، قم ، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ، 1385 ، ص 359 .
[2] امام خميني ، روح ا...، سئون و اختيارات ولي فقيه ، وزارت ارشاد اسلامي (1365) ص 23و24
[3] پيام مقام معظم رهبري به مناسبت اولين سالکرد رحلت امام (رح) 10/03/1369
[4] . بيداري اسلامي و مظاهر فرهنگي، سياسي و اجتماعي آن، سيد جلال ميرآقايي ، مجله انديشه انقلاب اسلامي، تابستان 1383 - شماره 10ص 51.
[5] . فرهنگ و تمدن اسلامي ، ولايتي ، علي اکبر ، 1384 ، قم ، نشرمعارف ، ص 132 .
[6] . همان ، ص 217 .
1 . فرهنگ و تمدن اسلامي ، ولايتي ، علي اکبر ، 1384 ، قم ، نشرمعارف: ص 208 ، 201 .
1 . امام خميني (ره) ، سخنراني ، مورخ 1/9/1357 .
2 . طاهر زاده، اصغر، انقلاي اسلامي، بازگشت به عده قدسي ، ص 56 - 55 .
3 . موسي نجفي،انقلاب فرامداران و تمدن اسلامي (موج چهارم بيداري اسلامي) تهران موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1387
 
1 . بيابات مقام معظم رهبري 1/1/1390 .
[7] . براي اطلاع بيشتر در اين باره رجوع کنيد به : صحيفه امام (ره) 1378 ج :1 ، 93 ج 2 ، 169 ج 3 ، 481 ج 18 : 47 ، 274
[8] . امام خميني ، روح ا... ، شئون و اختيارات ولي فقيه ، وزارت ارشاد اسلامي (1365) ص 23 و 24 .
[9] . صحيفه امام ، تهران : مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ، 1378 ج10 ص 128.
[10] . صحيفه امام ، همان ، ج 18 ، ص 254.
[11] . صحيفه امام ، همان ، ج 13 ، ص 463.
[12] . صحيفه امام ، همان ، ج 19 ، ص 344.
[13] . صحيفه امام ، همان ، ج 15 ، ص 61.
[14] . صحيفه امام ، همان ، ج 19 ، ص 290.
[15] . صحيفه امام ، همان ، ج 13 ، ص 531.
[16] . بيانات حضرت امام (ره) در جمع اعضاي کنگره قدس 18/5/59.
[17] . در جستجوي راه امام از کلام امام ، دفتر پانزدهم ص 312.
[18] . صحيفه ي نور ، ج 18 ، ص 243 مورخ 9/12/1362 .
[19] . حديث ولايت ، ج اول ، دفتر مقام معظم رهبري ، ص 244 - 247 .
[20] . حديث ولايت ، همان .
[21] . پيام مقام معظم رهبري به مناسبت اولين سالگرد رحلت امام (ره) ، 10/3/1369 .
[22] . ببايات مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه تهران . 9/7/1378.
[23] . بيانات مقام معظم رهبري ، 14/3/1374 .
[24] . بيانات مقام معظم رهبري ، 20/7/1390 .
[25] . بيانات مقام معظم رهبري ، 22/4/1368 .
[26] . بيانات مقام معظم رهبري ، 22/4/1368 .
1 . بيانات مقام معظم رهبري ، 9/6/1390 .
2 . بيانات مقام معظم رهبري ، 2/3/1369 .
1 . بيانات مقام معظم رهبري ، 22/12/1368 .
2 . بيانات مقام معظم رهبري ، 14/3/1388 .
[27] . پيام مقام معظم رهبري به حجاج بيت ا... الحرام، 26/3/1370 .
[28] . پيام مقام معظم رهبري به مناسبت برگزاري کنگره ي عظيم عبادي سياسي حج، 4/2/1375 .
[29] . حکم انتصاب حجت الاسلام رحيميان به رياست بنياد شهيد، 9/8/1371.
[30] . بيانات مقام معظم رهبري ، 19/11/1368 .
[31] . بيانات مقام معظم رهبري ، 19/6/1389 .
[32] . بيانات مقام معظم رهبري ، 24/1/1369 .
مرجع : پايـگاه اطـلاع رسـاني دفتـر نمايندگي ولي فقيه در امور اهل سنت شمال کشور
کد مطلب : ۸۳۸۳۲۰
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

پیشنهاد ما